از خرّمى دشت و دمن ، شد رشك فردوس عدن * از سبزه و گل شد چمن نقش نگارستان چين
گلزار از فرّ صبا شد روح پرور ، جانفزا * چون طوس فردوس رضا از مقدم سلطان دين
خلق ايستاده كو بكو چشم انتظار روى او * تا پرده از روى نكو گيرد نگار نازنين
شد جلوهگر نور خدا در روز ميلاد رضا * كز بوى دلجويش فضا شد مشكبار و عنبرين
از ( نجمه ) سر زد اخترى خورشيدِ روشن گوهرى * جانم فداى مادرى كاورده فرزندى چنين
چون لعل شكّربار او شيرين بود گفتار او * بر قامت و رخسار او بادا هزاران آفرين
شاهى كه او را خاك در ، روبد مَلَك با بال و پر * بر خاك پاكش مشكتر ، ريزد ز گيسو حور عين
مهرش فروغ محفلم ، خاكش صفا بخش دلم * گوئى كه با آب و گلم ، گشته ولاى او عَجين 8631945 خ 0 1 خ
صبح سعادت روى او ، خرّم فضا از بوى او * فردوس رضوان كوى او « قل فادخلوها آمنين » 3631945 خ 0 2 خ
از ( تُكْتَم ) آن فخر زنان شد سرّ مكتومى 0731945 خ 0 3 خ عيان * رازى كه روشن شد از آن ، اسرار قرآن مبين
دل واله و حيران او جانها فداى جان او * از خرمن احسان او ذرّات عالم خوشه چين
سر خيل ابرار امم سرچشمهء فضل و كرم * مسجود ارباب نعم منظور اصحاب يقين