تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
[ 20 ] محمود خان دنبلى متخلّص به « خاور » از طايفه‌اى است به همين نام كه از كردهايى هستند كه در ايران و عراق ( اطراف موصل ) سكونت دارند . از اين دودمان است احمد دنبلى فقيه شافعى و ابراهيم حسين دنبلى صاحب كتاب « الدرة النجفية » در شرح نهج البلاغه كه مؤلف آن را در سال 1291 قمرى بپايان رساند ( نقل از لغت نامه دهخدا ) .

در مدح على بن موسى الرضا صلوات الله عليه « 1 »

اى رخت افروخته طلعت ماه تمام * وى غمت آموخته سرو سهى را خرام
عارضت از زير زلف گشت عيان صبحدم * يا رخ روشن نمود خور ز شكاف غَمام 4570945 خ 0 1 خ
گر تو تبسم كنان جلوه كنى در چمن * لب نگشايد دگر غنچه پى ابتسام 6670945 خ 0 2 خ
خال بناگوش تو دانهء دام بلاست * زلف سيه پوش تو طاير دل راست دام
بر دلم از تير تو زخم به از مرهم است * بر تنم از تيغ تو خرق 6570945 خ 0 3 خ به از التيام 8570945 خ 0 4 خ
در غم عشقت مرا فكر دل و دين كجا ؟ * در ره شوقت مرا كى ره ننگ است و نام
جان به لب آمد هنوز نامده از كوى تو * قاصد فرخنده پى نامهء فرّخ پيام
مىنگرد هر طرف ديده پى ديدنت * چون سوى مه روزه‌دار در شب عيد صيام
خسرو و الا حشم شاه ملايك خدم * سرور صاحب كرم خسرو گردون غلام
مركز پرگار جود ، قطب مدار وجود * آنكه بود در سجود ، در بر او خاص و عام
اختر برج عطا ، گوهر دُرج سخا * وارث موسى ، رضا آنكه على شد به نام
داشته از بأس 9570945 خ 0 5 خ او قلب فتن اضطراب * يافته از عدل او كار جهان انتظام
هامش
( 1 ) جنگ المناقب ، حاج عبد الغفّار همدانى ، چاپ سنگى ، 1303 هجرى قمرى .