تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
حسن شبيه و نظير همان شير است ، و چون بخواهند خرد و بردبارى او را بسنجند ، خواهند گفت همسنگ دو كوه يذبل و ثبير است » ابن ابى الحديد سپس موضوعى را در بارهء برنده شدن عباد پسر زياد در اسب دوانى آورده است كه خارج از مسائل تاريخى است و در ادامه چنين گفته است : نخستين بار كه زياد بر كشيده شد ، آن بود كه ابن عباس به هنگام خلافت على عليه السّلام او را به جانشينى خود در بصره گماشت . اشتباهها و سستيهايى از او به اطلاع على عليه السّلام رسيد و براى او نامه‌هايى نوشت و او را ملامت و سرزنش كرد و از جمله آنها نامه‌اى است كه سيد رضى كه خدايش بيامرزد ، بخشى از آن را آورده است و ما هم ضمن مطالب گذشته همان مقدارى را كه سيد رضى آورده است ، شرح داديم . و على عليه السلام ، سعد وابستهء خويش را پيش زياد گسيل فرمود تا او را به فرستادن بيشتر اموال بصره به كوفه تشويق كند . ميان سعد و زياد بگو مگو و ستيز در گرفت و سعد كه پيش على عليه السّلام برگشت از زياد شكايت كرد و بر او عيب گرفت ، على عليه السّلام براى زياد چنين نوشت : اما بعد ، سعد مى گويد كه تو با ستم او را دشنام و بيم داده‌اى و با تكبر و جبروت با او رويارويى كرده‌اى . چه چيزى تو را به تكبر وا داشته است و حال آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است « كبر رداى خداوند است و هر كس با رداى خداوند ستيز و برابرى كند خدايش در هم مى شكند » و به من خبر داده است كه تو در يك روز از خوراكهاى گوناگون و بسيار فراهم مى سازى و همه روزه بر خويشتن روغن مى زنى . چه زيانى براى تو دارد كه چند روزى خداى را پاس داشته و روزه بدارى و بخشى از خوراكى را كه در اختيار توست ، در راه خدا صدقه دهى و نان بدون نان خورش خورى كه اين كار شعار صالحان است . آيا در حالى كه در نعمتها مى چرى ، طمع به لطف خدا دارى ، خوراك خود را به همسايه و بينوا و ناتوان و فقير و يتيم و بيوه زن اختصاص بده تا براى تو پاداش صدقه دهندگان
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 84 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى