تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
اين كلمه پيش از اين هم گذشت و ما هم دربارهء آن و نظايرش توضيح داديم ، سبب آنكه آدمى دشمن چيزى است كه آن را نمى داند اين است كه به كاستى و بى اطلاعى خويش احساس حقارت مىكند به ويژه در حضور ديگران و انجمنها كه چون مردم دربارهء چيزى كه او نمى داند بحث و گفتگو مى كنند ، قدر و منزلت او در چشم ديگران كاستى مى پذيرد و آزار مى بيند و بديهى است هر چه سبب آزار و تحقير گردد ، دشمن تو خواهد بود .

حكمت ( 175 )

من استقبل وجوه الاراء عرف مواضع الخطاء . « هر كس انديشه‌ها را استقبال كند و به آنها روى آورد و موارد نادرستى را باز مى شناسد . » در مثل گفته‌اند « شر الراى الدبرىّ » ، يعنى بدترين انديشه ، انديشه پس از فرصت است . شاعر چنين سروده است : « بهترين انديشه‌ها ، انديشه‌اى است كه به استقبال آن به روى نه آن كه بخواهى از پى آن به جستجويش پردازى . » و البته منظور اين نيست كه در نخستين انديشه و راى كارى را فورى انجام دهى كه اين خود خطا و اشتباه است و از دير باز گفته‌اند ، بگذار بر رأى و انديشه شبانه روزى بگذرد . و گفته شده است هر انديشه‌اى كه در آن درنگ نباشد و بيات نشده باشد ، در آن خيرى نيست . آنچه كه از آن نهى شده است اين است كه آدمى در انديشيدن فرصت را تباه كند پس از آنكه فرصت را از دست داد براى جبران آن چاره انديشى كند و به چنين انديشيدن رأى دبرىّ مى گويند .