حكمت ( 134 )
من ايقن بالخلف جاد بالعطية . « هر كه به عوض يقين كند در بخشش جوانمردى مىكند . » اين سخن حق است ، زيرا كسى كه به عوض يقين نداشته باشد از درويشى مى ترسد و در بخشش بخل مى ورزد و مىداند اگر همچنان ببخشد مال او از ميان مى رود و به سبب آن خود نيازمند مردم مىشود . ولى آن كس كه به عوض يقين دارد ، مىداند كه جود مايهء شرف است و شخص بخشنده در نظر مردم ستوده است و بدين گونه انگيزه براى بخشش مى يابد و چيزى او را از آن باز نمى دارد كه مىداند مادهء آن هميشگى و پيوسته است و انگيزهء باز دارنده ندارد و در بخشش گشاده دستى و جوانمردى مىكند .
حكمت ( 135 )
تنزل المعونه على قدر المؤنة . « يارى - روزى - به اندازه هزينه نازل مىشود . » در حديث مرفوع آمده است : « هر كس گشايش دهد بر او گشايش داده مىشود و هر چه عيال - روزى خوران - فزون شوند ، روزى فزون تر مىشود . » يكى از توانگران كه براى گروهى از درويشان مقررى تعيين كرده بود و همه ساله به آنان مى پرداخت ، آن را بسيار دانست و به دبير خويش گفت نپردازد . به خواب چنان ديد كه اموال و خواستهء بسيارى در خانه اوست كه گروهى آن را از زمين به آسمان مى برند و او بى تابى مىكند و مى گويد : پروردگارا اين روزى من است ، روزى من به او گفته شد : اينها را به تو داده بوديم كه همان گونه مصرف كنى و چون آن را قطع كردى ، از تو برداشتيم و براى ديگرى قرار داديم . چون شب را به صبح آورد ، دبير خود را فرمان داد كه همهء آن مقرريها را همچنان كه مى پرداخته ، بپردازد .