تكيه كنيم ، ما هم بايد همان گونه كه نياكان ما ساختند و رفتار كردند ، بسازيم و رفتار كنيم . » منصور آن نامهها را گرفت و همه را نگريست و بر همه توقيع كرد كه نياز صاحب نامه بر آورده شود .
محمد بن جعفر مى گفته است : از پيش منصور بيرون آمدم ، در حالى كه هم سود بردم و هم سود رساندم . مبرد به عبد الله بن يحيى بن خاقان گفت : خداى كار تو را قرين صلاح بدارد من در بارهء فلان كس پيش تو شفاعت مى كنم . عبد الله بن يحيى گفت : شنيدم و اطاعت مى كنم و در مورد كار او چنين رفتار خواهم كرد ، هر كاستى بر عهده من است و هر افزونى كه شد براى او خواهد بود . مبرد گفت : خداوند عمرت را طولانى بدارد كه تو چنانى كه زهير گفته است : « پناهندهاى كه به سوى ما آمد ، بيم و اميد او را آورده است ، ما براى او ضمانت كرديم و به سلامت ماند ، كاستى او بر عهدهء ماست و افزونى از آن اوست . » ابن ابى الحديد سپس ابيات ديگرى را هم در اين معنى شاهد آورده است .
حكمت ( 62 )
اهل الدنيا كركب يسار بهم و هم نيام . « اهل دنيا همچون مسافرانى هستند كه ايشان را مى برند و آنان خفتگان اند . » اين تشبيه صورت حالى است كه ناچار صورت مى گيرد ، من هم در نامهء تسليتى كه براى يكى از دوستان خود نوشتهام ، همين معنى را مورد استفاده قرار دادهام .