حكمت ( 40 )
و قال عليه السّلام لبعض اصحابه فى علّة اعتلّهما : جعل الله ما كان منك من شكواك حطّا لسيّاتك فان المرض لا اجر فيه و لكنهّ يحط السيآت و يحتها حت الاوراق ، و انّما الاجر فى القول باللسان و العمل بالايدى و الاقدام ، و انّ الله سبحانه يدخل بصدق النية و السريرة الصالحة من يشاء من عباده الجنّة . « و او كه درود بر او باد به يكى از يارانش در بيمارى او چنين فرمود : خداوند آنچه را كه از آن شكايت دارى - بيمارى تو را - مايهء كاستن گناهانت قرار دهد . در بيمارى مزدى نيست ولى گناهان را مى كاهد و همچون فرو ريختن برگ درختان آن را فرو مى ريزد . مزد در گفتار با زبان و كردار با دستها و گامهاست و همانا كه خداوند سبحان به سبب نيت راست و نهاد پسنديده ، هر كس از بندگان خود را كه بخواهد به بهشت در مى آورد . »
حكمت ( 41 )
آن حضرت در باره خبّاب چنين فرموده است : يرحم الله خبّاب بن الارت ، فلقد اسلم راغبا ، و هاجر طائعا و قنع بالكفاف ، و رضى عن الله ، و عاش مجاهدا .
طوبى لمن ذكر المعاد ، و عمل للحساب ، و قنع بالكفاف ، و رضى عن الله . « خداى خباب بن ارت را رحمت فرمايد ، كه با ميل و رغبت مسلمان شد و فرمانبردار هجرت كرد و به آنچه بسنده بود قناعت كرد و از خداى خشنود بود و مجاهد زندگى كرد .
خوشا بر آن كس كه معاد را فراياد آورد و براى حساب كار كرد و به آنچه بسنده