تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨

حكمت ( 36 )

و قال عليه السّلام و قد لقيه عند مسيره الى الشام دهاقين الانبار فترجّلوا له و اشتدّوا بين يديه : ما هذ الّذى صنعتموه فقالوا خلق منّا نعظّم به امراءنا ، فقال و الله ما ينتفع بهذا امراوكم و انّكم لتشقّون على انفسكم فى دنياكم و تشقون به فى اخراكم و ما اخسر المشقّة وراءها العقاب و اربح الدعة معها الامان من النار . « به هنگام رفتن امام عليه السّلام به شام دهقانان انبار او را ديدند ، براى او پياده شدند و پيشاپيش او دويدند . پرسيد اين چه كارى بود كه كرديد گفتند : خوى ماست كه با آن اميران خود را بزرگ مى داريم . فرمود : به خدا سوگند كه اميران شما از اين كار سودى نمى برند و شما در دنياى خود خويشتن را به رنج مى افكنيد و در آخرت بدبخت مىشويد ، چه زيان بار است رنجى كه پس از آن كيفر است و چه سودمند است آسايشى كه با آن زينهارى از آتش است .

حكمت ( 37 )

يا بنىّ احفظ عنّى اربعا و اربعا لا يضرّك ما عملت معهنّ : انّ اغنى الغنى العقل ، و اكبر الفقر الحمق و اوحش الوحشة العجب و اكرم الحسب حسن الخلق . يا بنىّ اياك و مصادقة الاحمق فانهّ يريد ان ينفعك فيضرّك و ايّاك و مصادقة البخيل فانه يقعد عنك احوج ما تكون اليه و ايّاك و مصادقة الفاجر فانهّ يبيعك بالتاّفه و ايّاك و مصادقة الكذّاب فانهّ كالسراب يقرب عليك البعيد و يبعد عليك القريب . « امام عليه السّلام به پسرش حسن عليه السّلام فرموده است : پسرم چهار چيز و چهار چيز ديگر را از من به ياد دار كه هر گاه به آنها عمل كنى زيان نبينى . توانگرترين توانگرى ، خرد است و نابخردى ، بزرگترين درويشى است ، وحشت آورترين تنهايى ، خود پسندى است و گرامى ترين نسب ، خوش خويى است . پسرم از دوستى با نابخرد بپرهيز كه مى خواهد به تو سود رساند ولى زيان مى زند ، و از دوستى با بخيل پرهيز كن كه او چيزى را كه سخت نيازمند آن باشى از تو