شويد . هيچ ناقه بر پشت خود وفادارتر و بهتر از محمد سوار نكرده است . او از همه بر خير و نيكى بر انگيزندهتر است و از همه بخشندهتر است ، و چون حركت مىكند حركت او چون حركت شمشير بران است . . . » واقدى مى گويد : اين اشعار او پيش از فتح مكه به اطلاع پيامبر رسيده بود و از كشتن او نهى فرموده بود . روز فتح مكه هم نوفل بن معاويه با پيامبر گفتگو كرد و گفت : اى رسول خدا تو از همهء مردم به عفو سزاوارترى ، وانگهى كدام يك از ماست كه در دورهء جاهلى با تو ستيز نكرده باشد و آزارت نرسانده باشد كه ما به روزگار جاهلى بوديم و نمى دانستيم چه بايد بكنيم و از چه چيز خوددارى كنيم ، تا آنكه خداوندمان به دست تو هدايت فرمود و به فرخندگى وجود تو ما را از هلاك نجات بخشيده همچنين مسافران و سوارانى كه به حضورت آمده بودند تا حدودى بر او دروغ بسته بودند و موضوع را بيشتر و بزرگتر وانمود كردهاند .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : در بارهء مسافران بنى خزاعه سخن مگو كه من در همه تهامه ميان خويشاوندان دور و نزديك خود مردمى مهربان تر از خزاعه نسبت به خود نديدهام . اى نوفل خاموش باش ، پس از آنكه نوفل خاموش شد ، پيامبر فرمود : او را بخشيدم . نوفل گفت : پدر و مادرم فداى تو باد .
واقدى مى گويد : چون ظهر فرا رسيد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بلال را فرمود بر فراز كعبه اذان گويد . قريش بالاى كوهها پناه برده بودند ، گروهى از بيم كشته شدن خود را پنهان كرده بودند و گروهى ديگر امان مى خواستند و به گروهى از ايشان امان داده شده بود . چون بلال اذان گفت و با صداى بلند به گفتن « اشهد ان محمدا رسول الله » پرداخت و صداى خود را عمدا كشيد ، جويريه دختر ابو جهل گفت : به جان خودم سوگند كه نام تو اى محمد بر كشيده شد ، به هر حال نماز را خواهيم گزارد ولى به خدا سوگند هيچ گاه كسى را كه عزيزان ما را كشته است ، دوست نخواهيم داشت . اين نبوت كه به محمد عرضه شد به پدر من هم عرضه شد و او نپذيرفت و نخواست با قوم خود مخالفت كند .
خالد بن سعيد بن عاص گفت : سپاس خداى را كه پدرم را گرامى داشت و امروز را درك نكرد . حارث بن هشام گفت : چه تيره روزى بزرگى ، اى كاش پيش از امروز و پيش از اينكه بشنوم كه بلال بر فراز كعبه چنين نعره مى كشد ، مرده بودم . حكم بن ابى العاص گفت : به خدا سوگند پيشامد بزرگى است كه برده بنى جمح بر فراز خانهاى كه پردهدارى آن با ابو طلحه بود ، چنين فرياد كشد . سهيل بن عمرو گفت : اگر اين كار موجب خشم خداى متعال باشد ، به زودى آن را دگرگون مى فرمايد و اگر موجب خشنودى خدا باشد
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 194
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٩٤