روزه گرفتن دو روز عيد فطر و قربان منع مى كنم . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سپس فرمود : عثمان بن طلحه را فرا خوانيد . او آمد ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روزى در مكه پيش از هجرت به عثمان بن طلحه كه كليد را در دست داشت ، فرموده بود شايد به زودى روزى اين كليد را در دست من ببينى كه به هر كس بخواهم بدهم .
عثمان بن طلحه گفت : در آن صورت قريش زبون و نابود خواهد شد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : نه ، كه زنده و نيرومند خواهد شد . عثمان بن طلحه مى گويد : همين كه روز فتح مكه پيامبر مرا فرا خواند و كليد در دستش بود ، از اين سخن او ياد كردم و با چهرهء شاد حضورش شتافتم و رسول خدا هم با خوشرويى به من برخورد و سپس فرمود : اى پسران ابو طلحه اين كليد را جاودانه بگيريد ، هيچ كس جز ستمگر آن را از دست شما بيرون نمى كشد و افزود : اى عثمان ، خداوند شما را امين خانهء خود قرار داده است ، به روش پسنديده از آن بهرهمند شويد . عثمان مى گويد : چون برگشتم ، مرا فرا خواند به حضورش باز رفتم ، فرمود : آيا آن چيزى كه به تو گفته بودم ، صورت گرفت گفتم : آرى ، گواهى مى دهم كه تو رسول خدايى .
واقدى مى گويد : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمان داد از همگان سلاح برداشته شود و افزود فقط قبيلهء خزاعه تا هنگام نماز عصر مى توانند با بنى بكر جنگ كنند . آنان هم فقط يك ساعت با بنى بكر درافتادند و آن همان يك ساعتى بود كه شكستن حريم حرم براى رسول خدا روا بوده است .
واقدى مى گويد : نوفل بن معاويه دؤلى از قبيلهء بنى بكر در مورد خود از رسول خدا امان خواسته بود و پيامبر امانش داده بود و خزاعه هم در جستجوى او بودند و خون كشتگان خود را كه در منطقهء وتير به دست او و قريش كشته شده بودند ، از او مطالبه مى كردند . افراد قبيلهء خزاعه همچنين به رسول خدا گفته بودند كه انس بن زنيم آن حضرت را هجو كرده است ، پيامبر خون او را هدر اعلان كرده بود . چون مكه فتح شد ، انس گريخت و به كوهستانها پناه برد . انس پيش از فتح مكه شعرى در پوزش خواهى از پيامبر و مدح ايشان سروده بود كه از جمله اين ابيات است : « تو همان كسى هستى كه معد به فرمانش رهنمون شد ، و خداوند به دست تو آنان را هدايت كرد و فرمود رستگار
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٩٣