واجب است كه به اطاعت برگرديد زيرا دليلى براى شكستن بيعت خود نداريد و اگر مى گوييد با زور و در حالى كه مجبور شدهايد با من بيعت كردهايد معنى زور و اجبار اين است كه شمشير برهنه بر گردن باشد كه چنين اتفاقى هرگز نيفتاده است و براى شما همچنين ادعايى ممكن نيست . اگر مى گوييد نه با رضايت خود و نه با زور بلكه در حالى كه بيعت با من را خوش نداشتهايد ، بيعت كردهايد ، فرق است ميان آن كه كسى چيزى را خوش نداشته باشد يا اينكه او را مجبور كرده باشند . وانگهى امور شرعى مبتنى بر ظاهر است و بر شما با اظهار بيعت و در آمدن در آنچه كه مردم به آن در آمدهاند ، اطاعت از من واجب مىشود و اينكه شما ناخوش داشتن بيعت خود را پوشيده نگه داشتهايد ، اعتبارى ندارد . وانگهى اگر بيعت مرا مسلمانان خوش نداشتهاند همه مهاجران در اين ناخوش داشتن برابر بودهاند و چه چيزى فقط شما دو تن را از ميان مهاجران به تقيه و پوشيده داشتن نيت واداشته است . و سپس فرموده است : اگر در آغاز كار از بيعت خوددارى مى كرديد ، پسنديدهتر از اين بود كه نخست به بيعت در آييد و سپس آن را بشكنيد .
آن گاه على عليه السّلام مى گويد : اما شبههاى كه در مورد من كردهايد و مى گوييد عثمان را من كشتهام ، من كسانى از مردم مدينه را كه نه با من بيعت كردهاند و نه با شما موافق اند يعنى كسانى همچون محمد بن مسلمه و اسامة بن زيد و عبد الله بن عمر را كه نه على و نه طلحه را يارى دادند ، حكم قرار مى دهم . يعنى گروهى را كه به طرفدارى از على يا از طلحه و زبير متهم نبودند ، و بر هر چه حكم كنند اطاعت از آن بر هر كدام ما واجب مىشود ، و هيچ شبههاى نيست كه آنان اگر مى خواستند بر طبق واقع حكم كنند به برائت على عليه السّلام از خون عثمان حكم مى كردند و رأى مى دادند كه طلحه عهده دار انجام دادن كارهايى بود كه به محاصره كردن و كشتن عثمان منجر شد و زبير هم او را بر آن كار يارى داد هر چند در اظهار دشمنى و ستيز همچون طلحه نبوده است .
على عليه السّلام سپس آن دو را از اصرار بر گناه منع كرده و فرموده است : شما مى ترسيد كه اگر به طاعت برگرديد و از جنگ باز ايستيد ننگ و عار بر شما خواهد بود ، و حال آنكه اگر اين كار را نكنيد هم ننگ و عار و هم آتش دوزخ را خواهيد داشت . ننگ و عار از اين جهت كه چون شكست بخوريد و بگريزيد از آن مصون نمى مانيد و باطل بودن ادعاى شما هم به زودى براى مردم روشن مىشود ، آتش دوزخ هم براى سر كشانى است كه بدون توبه بميرند و بديهى است تحمل ننگ به تنهايى سبك تر و بهتر
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٤٢