تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١

ابو جعفر اسكافى

محمد بن عبد الله اسكافى كه شيخ ماست ، قاضى عبد الجبار معتزلى در طبقات المعتزله او را در زمرهء طبقهء هفتم معتزليان همراه عباد بن سليمان صيمرى و زرقان و عيسى بن هيثم صوفى بر شمرده است . او در طبقهء هفتم به ترتيب از آغاز تا اسكافى از اين اشخاص نام برده است : ابو معن ثمامة بن اشرس ، ابو عثمان جاحظ ، ابو موسى عيسى بن صبيح المردار ، ابو عمران يونس بن عمران ، محمد بن شبيب ، محمد بن اسماعيل بن عسكرى ، عبد الكريم بن روح عسكرى ابو يعقوب يوسف بن عبد الله شحّام ، ابو الحسين صالحى ، جعفر بن جرير و جعفر بن ميسر ، ابو عمران بن نقاش ، ابو سعيد احمد بن سعيد اسدى عباد بن سليمان و ابو جعفر اسكافى . قاضى عبد الجبار افزوده است كه اسكافى مردى عالم و فاضل بوده است و هفتاد كتاب در علم كلام تصنيف كرده است . اسكافى كتاب العثمانية جاحظ را در زنده‌بودن جاحظ رد كرده است كتاب نقض العثمانية گويند : جاحظ وارد بازار كتابفروشان و صحاف ها شد و پرسيد : اين پسرك عراقى كه به من خبر رسيده است متعرض من شده و بر كتابم نقض نوشته است كيست ابو جعفر اسكافى هم آنجا نشسته بود خود را از او پوشيده داشت كه جاحظ او را نبيند . ابو جعفر اسكافى طبق قواعد معتزله بغداد معتقد به تفضيل بود و در آن مبالغه مى كرد ، او گرايش به على عليه السّلام داشت و محقق و منصف و كم تعصب بود . على عليه السّلام در اين نامه مى گويد : من خواهان حكومت و ولايت بر مردم نبودم تا آنكه آنان خود از من چنين تقاضايى كردند و من دست طلب و آز براى حكومت به سوى مردم دراز نكردم و هنگامى اين كار را كردم كه آنان مرا به اميرى و خلافت خواستند و همگى به زبان گفتند با تو بيعت كرده‌ايم و آن گاه دست به سوى ايشان دراز كردم ، و مسلمانان و عامه مردم با زور و اجبار و اينكه من به آن كار آزمند باشم با من بيعت نكردند و چنين نبود كه اموالى را ميان ايشان پراكنده ساخته باشم . سپس خطاب به طلحه و زبير فرموده است : اگر شما با ميل و رضايت خود با من بيعت كرده باشيد ، بر شما