لالايى ( نذر حضرت علىّ اصغر ( ع ) )
امشب به خواب رفته نگاه ستارهها * افتاده از تپش ، نفس گاهوارهها
فردا ، كنار علقمه تصوير مىشود * طرح شگفت حادثهء خون نگارهها
شب ، نالهاى غريب درين دشت لالهخيز * آشفته خواب سنگى اين سنگوارهها
لالاىْ لاى رودك لبْتشنهام بخواب * اى غنچه ! - گل - شكفتهء دشت شرارهها
مادر ! بخواب تا رود از ياد نازكت * آواى جانگداز گلو پارهْ پارهها
دنيا به خواب رفته ، تو هم لحظهاى بخواب * بنگر به خواب رفته نگاه ستارهها !
عقيلهء طاها ( نذر حضرت زينب ( س ) )
كيست اين زن ز دور مىآيد * با نگاهى صبور مىآيد
آبله پا و خسته و مجروح * جسم او راه مىرود يا روح ؟ !
كيست اين زن كه جامهاش نيلىست * گلْ گل صورتش ردِ سيلىست
هرطرف واىْ واى و همهمه است * عجب اين زن شبيه فاطمه است !
رنگ و بوى حسين دارد او * شيون و شور و شين دارد او
مردم ! اين زينب عزيزم نيست ؟ ! * مَحرم چشم اشكريزم نيست ؟ !
زينب من كه قد خميده نبود * اين قَدر رنگ و رو پريده نبود
مردم ! اين را كه خوب مىدانيد * زينب من بلانديده نبود
از كدامين بلا شكسته چنين ؟ * قامتش اين قَدر تكيده نبود
واىِ من ! روى او خراشيدهست * چه كس اين بذر فتنه پاشيدهست ؟
زينب من كه قد خميده نبود * اين قَدر رنگ و رو پريده نبود
* * *
آفتاب قبيلهء طاها ! * زينب من ! عقيلهء طاها !
دختر آسمانى زهرا ! * ميوهء زندگانى زهرا !
آمدى ، آمدى غرور على ! * وارث سينهء صبور على !