97 . نظمى تبريزى ، على ( نظمى )
به سال 1306 در شهر تبريز به دنيا آمد ، وى به خاطر مشكلات زندگى نتوانست از تحصيلات دورهء ابتدايى به بعد را دنبال كند ، ولى به خاطر اشتياقى كه به فراگيرى علوم و فنون ادبى داشت ، پس از فراگيرى كامل قواعد صرف و نحو زبان عربى به مطالعه متون كهن پارسى پرداخت و به مدت شش سال نيز فنون ادبى عربى را در نزد اساتيد فن فرا گرفت . « 1 »
نظمى در سرودن شعر در قالبهاى مختلف شعرى خصوصا غزل دستى به تمام دارد و احاطهء او در فنون « ماده تاريخسازى » زبانزد خواص اهل ادب است و در اين زمينه در ميان معاصران شايد كمنظير باشد و تذكرهء منظوم وى با عنوان « دويست سخنور » « 2 » شاهد صادقى بر اين مدّعاست .
« هفت شهر » و « ديوان نظمى تبريزى » دو مجموعه از آثار منظوم اوست كه تاكنون چاپ و منتشر شده است . ازوست :
گفتگوى راهب با سر مبارك حضرت سيد الشهداء ( ع )
در فكر گلى بودم و گلزار خريدم * گل خواست دلم ، خرمن و خروار خريدم
در گلشن فردوسِ برين هم نفروشند * اين طرفه گلى را كه من از خار خريدم
ديدم كه به كف مايه و مقدار ندارم * بهردو جهان مايه و مقدار خريدم
ديگر نكشم ناز طبيبان جهان را * زيرا كه دواى دل بيمار خريدم
تا جلوه فروشد به جهان گوشهء ديرم * با ذره ، مهين مطلع انوار خريدم
در جلوهگرى غيرت خورشيد سپهرست * ماهى كه من از كوچه و بازار خريدم
حيفست كه با دِرهم و دينار بسنجم * هر چند كه با دِرهم و دينار خريدم
خاك دو جهان بر سر صرّاف فلك باد ! * سر بود كه با قيمت دستار خريدم
سودايى از اينگونه كه ديدهست به عالم ؟ * كم دادم و اين دولت بسيار خريدم
خلق دو جهان گر نخورد غبطه عجب نيست * چيزى كه خدا بود خريدار ، خريدم
شايد كه چو من راهبى اسلام بيارد * چون رأس حسين از كف كُفّار خريدم
هامش
( 1 ) . دويست سخنور ، نظمى تبريزى ، مقدمه آقاى محمود پديده ، ص نوزده تا بيست و يك .
( 2 ) . همان .