پاى خون دل واكن ، دست موج پيدا كن * رو به سوى دريا كن ، ساحلى فراهم شد
گريه كن ، گلاب افشان ، گل به خاك مىافتد * باد مهرگان آمد ، قامت على خم شد
قاسم و تپيدنها ، لاله و دميدنها * مجتبى و چيدنها ، گل دوباره خرّم شد
تشنه ، اضطراب آورد آب مىشود عباس * گو فراتْ خيبر شو ، مرتضى مصمّم شد
خادم برادر بود از ره پرستارى * در قدم مؤخَّر بود ، از وفا مقدّم شد
نوبت حسين آمد ، كاوَرد به ميدان رو * نُه فلك به جوش آمد ، منقلب دو عالم شد
چرخ در خروش آمد ، خاك شعلهپوش آمد * آسمان به جوش آمد ، كشته اسم اعظم شد
بر سر از غم زهرا خاك مىكند مريم * با مصيبت خاتم تازه داغ آدم شد
گرچه عقدهء دل بود ، آبروى بيدل بود * كز هجوم فرصتها اين فغان فراهم شد
95 . نجاتى ، پروانه
تابستان سال 1348 بود كه در بهبهان چشم به جهان گشود . تحصيلات مقدماتى و متوسطه را در همان شهر به پايان برد و براى ادامه تحصيل راهى شهر شيراز شد و در رشته زبان و ادبيات انگليسى از دانشگاه شيراز ليسانس گرفت .
او سالها است كه در عرصهء شعر آيينى قلم مىزند و از سال 1374 تاكنون مسئوليت انجمن شعر پروين را در شهر شيراز بر عهده دارد . مقولههاى شعر آيينى ، مفاهيم فرهنگ عاشورايى و موضوعات دفاع مقدس عمدهترين دل مشغولىها و جانْمايههاى شعرى او به حساب مىآيند .
از نجاتى تاكنون 5 مجموعه شعر با عناوين زير منتشر شده است :
خاكستر پروانه ( سال 1379 ) ، شرح پرواز ( سال 1380 ) ، ضريح نقرهكوب اشك ( سال 1379 ) ، فرشته و انجير ( مجموعهء مشترك با همسرشان آقاى غلامرضا كافى ، سال 1381 ) ، و قنارىترين پرواز ( سال 1381 ) .
اغلب غزل مرثيههاى عاشورايى او در شمار آثار ممتاز آيينى در زمانهء ماست و زبان ساده و صميمى و فضايى سرشار از عاطفه و تصوير و خيال ، به شعر او رنگ و بويى تازه و دوست داشتنى بخشيده است .