فريادهاى خسته ، سر بر اوج مىزد * وادى به وادى خون پاكان موج مىزد
بيدرد مردم ، ما خدا بيدرد مردم * نامرد مردم ما خدا ، نامرد مردم
از پا حسين افتاد و ما بر پاى بوديم ! * زينب اسيرى رفت و ما بر جاى بوديم !
از دست ما بر ريگ صحرا نطع كردند * دست علمدار خدا را قطع كردند
نوباوگان مصطفى را سر بريدند * مرغان بستان خدا را ، پر بريدند
در برگريز باغ زهرا ، برگ كرديم ! * زنجير خاييديم و صبر مرگ كرديم !
چون بيوگان ، ننگ سلامت ماند برما * تاوانِ اين خون تا قيامت ماند برما
روزى كه در جام شفق مُل كرد خورشيد * بر خشكْ چوب نيزهها ، گل كرد خورشيد « 1 »
86 . ممتحنى سبزوارى ، حسين ( حميد )
استاد حميد سبزوارى به سال 1304 ه . ش در شهر سبزوار به دنيا آمد و در خانوادهاى ادبدوست پرورش يافت . وى پس از اخذ ديپلم ، به خاطر نابينايى پدرش ناگزير به ترك تحصيل شد و به استخدام وزارت فرهنگ درآمد ولى دورهء خدمت او به جهت فعاليتهاى سياسى چندان دوام نيافت و ناگزير جذب بازار كار شد .
استاد سبزوارى برجستهترين چهرهء شعر انقلاب به شمار مىرود و در انواع قالبهاى شعرى خصوصا قصيده مهارتى تام و تمام دارد و بيشتر در سبك خراسانى طبعآزمايى مىكند .
سرودهاى انقلابى او زبانْزد همهء مردم است و سرودههاى او درباره وقايع انقلاب اسلامى در حافظهء تاريخى شعر معاصر براى هميشه خواهد ماند .
استاد سبزوارى ، مردى است خليق و خدوم و متعهد به مبانى انقلابى باورهاى دينى او در ژرفاى وجودش ريشه دوانيده و در برابر كژتابىها و كژفهمىها و كجروىها شيوهاى ثابت و استوار دارد . در آثار اجتماعى - سياسى او مىتوان حضور دردمندانهاش را در متن حوادث به تماشا نشست و گلخروش او را به گوش جان شنيد .
از وى تاكنون دو مجموعه شعر با عناوين « سرود درد » و « سرود سپيده » توسط مؤسسه كيهان چاپ و منتشر شده است .
هامش
( 1 ) . بال سرخ قنوت ، دفتر ادبيات آيينى ، چاپ اوّل ، سال 1376 ، ص 316 تا 318 .