56 . صغير اصفهانى ، محمد حسين ( صغير )
محمد حسين ( صغير ) اصفهانى در سال 1274 در اصفهان به دنيا آمد و به سال 1349 در 75 سالگى در زادگاهش بدرود حيات گفت و در ميدان قدس معروف به فلكهء طوقچى جنب مقام مطهّر رأس الرضا ( ع ) در اصفهان به خاك سپرده شد و آرامگاه او امروز زيارتگاه ارباب نظر و اصحاب شعر و قلم است . « 1 »
مرحوم صغير اصفهانى ، در ميان شعراى آيينى روزگار ما از منزلت و وجاهت خاصى برخوردار بود و برخى از آثار ستايشى و ماتمى او با ساختار محكم و لفظى و غناى محتوايى در شمار اشعار خوب آيينى معاصر قرار دارد .
سلوك بىوقفهء او در مسير خودسازى و معرفتاندوزى ، تلاش بىامان او در گسترش فرهنگ ولايى و شيعى و پايمردىهاى او در تربيت و پرورش مداحان آل اللّه و شاعران آيينى ، براى هميشه در حافظه شيفتگان مكتب اهل بيت عصمت و طهارت ثبت است و چهرهء نورانى او هنوز روشنىبخش اغلب محافل روحانى و مجالس منقبتخوانى و مرثيهسرايى است .
وسعت مشرب ، مناعت طبع ، فروتنى و خاكسارى ، عشق و محبّت و معرفت به خاندان عصمت و طهارت ، و طبع وقاد و روان و مضمونياب از امتيازات وجودى او بود و از كرامت نفس وى حكايت داشت . خدايش بيامرزد و با اولياى خود محشورش كناد !
از اوست :
داغ جگرسوز
شاهى كه بود ساقى كوثر پدر او * افغان كه بريدند لبِ تشنه ، سرِ او
خم قامت او گشت ز بار غم و اندوه * افتاد چو بر نعش برادر گذر او
داغ پسر لاله عذارش على اكبر * داغى است كه تا حشر بوَد بر جگر او
صد آه از آن لحظه كه افتاد به ميدان * بر پيكر صد پارهء اكبر ، نظر او
بنشست و ، به زانو بنهادش سر و ، از غم * گرديد روان سيل سرشك از بصر او
مجنون ، دل ليلاى حزين گشت چو آمد * در خيمه ، روانسوز و غمافزا خبر او
نامد ز چه از خيمه برون غمزده ليلا ؟ * آمد به درِ خيمه چو نعش پسر او
هامش
( 1 ) . ديوان صغير اصفهانى ، مقدمه آقاى محمد على صاعد ، ص 17 .