او در سال 1269 به دنيا آمد و به سال 1347 شمسى در سنّ 79 سالگى بدرود حيات گفت و در گورستان ظهير الدوله شميران به خاك سپرده شد .
وى از استادان مسلم زبان فارسى به شمار مىرفت و در دو رشتهء نظم و نثر آثار ماندگارى را از خود به يادگار گذاشت . ده نفر قزلباش ، گوشهاى از زندگى لطفعلى خان زند ، نىزن بيابان ، امثال سائره ، فرهنگ زبان و داستان تاريخى محمود افغان از آثار قلمى او به شمار مىرود و « يادگار سخنيار » و « راز الهام » عنوان دو مجموعهء اشعار اوست .
مسرور علاوه بر زبانهاى فرانسه و انگليسى با خطّ ميخى و زبان باستانى ايران نيز آشنايى داشت و از محضر بسيارى از بزرگان از جمله فرصت الدوله شيرازى ( 1271 - 1339 ق ) بهرهها برده بود . « 1 »
اين مثنوى كوتاه حسين مسرور از بهترين نمونههاى شعر عاشورايى معاصر است كه در آن زبان حال حسن مثنّى ( ع ) را در شامگاه روز عاشورا به تصوير كشيده است :
بزمگاه شهيدان
نكوتر بتاب امشب اى روى ماه * كه روشن كنى روى اين بزمگاه
بسا شمع رخشندهء تابناك * ز باد حوادث فرو مرده پاك
حريفان به يكديگر آميخته * صراحى شكسته ، قدح ريخته
به يك سوى ، ساقى برفته ز دست * به سوى دگر مطرب افتاده مست
بتاب امشب اى مه كه افلاكيان * ببينند جانبازى خاكيان
مگر نوح بيند كزين موج خون * چسان كشتى آورد بايد برون
ببيند خليل خداوندگار * ز قربانى خود شود شرمسار
كند جامه موسى به تن چاك چاك * عصا بشكند بر سر آب و خاك
مسيحا اگر بيند اين رستخيز * صليب و سُلُب « 2 » را كند ريز ريز
محمد سر از غرفه آرد برون * ببيند جگر گوشه را غرق خون « 3 »
هامش
( 1 ) . سخنوران نامى معاصر ايران ، سيد محمد باقر برقعى ، ج 5 ، ص 3277 و 3278 ، و يادگار سخنيار ، دكتر محمد سياسى ، چاپ 1348 ، ص 12 تا 17 .
( 2 ) . سلب : جامههاى سياه كه در عزا بر تن كنند ، مفرد آن سلاب .
( 3 ) . يادگار سخنيار ، ص 92 تا 95 .