طنطنهء حماسهگونه ، فضاى سرشار از عاطفه و تصوير ، انديشهء ژرف و غناى محتوايى ، سرودههاى سپيد عاشورايى او را امتياز خاصى بخشيده و از آثار ديگر او ممتاز كرده است .
از اوست :
سفرنامهء خيزران ( 2 )
پرچينى از صدف ناب ديوارى از سپيده آن سوى ديوار - از مكّه تا مدينه - آهنگ دلنشين قافله مىآمد بانگ دراى قافله :
هيهاى جبرئيل در انتهاى راه رحلى شكسته بود از لحن سوگوارش خون مُبينِ حنجرهاى تازه مىچكيد آن رحل خونچكان گويا به شكل خاتم انگشت وحى . . .
نايم بريده باد ! تا بامداد حشر - هنگام نشر تازهء اين داغ بندْ بند - اندوهِ خيزرانى من بىكرانه باد ! « حديث متواتر باران » سلسلهء اين صدا