بىمرگ مثل صنوبر ، مقدمهاى بر شيطان ، اگر شهادت نبود ، حسين ( ع ) احياگر آدم ، در اقليم خويش ، چفيههاى چاك چاك ، از آثار اويند .
حسينجانى در انواع شعر آيينى خصوصا شعر عاشورا تجربههاى موفقى دارد . ازوست :
بيا تا برويم
جاده و اسب مهياست ، بيا تا برويم * كربلا ، منتظر ماست ، بيا تا برويم
ايستادهست به تفسير قيامت زينب * آن سوى واقعه پيداست ، بيا تا برويم
خاك در خون خدا مىشكفد ، مىبالد * آسمان ، غرق تماشاست بيا تا برويم
تيغ در معركه مىافتد و برمىخيزد * رقص شمشير چه زيباست ! بيا تا برويم
از سراشيبى ترديد اگر برگرديم * عرش ، زير قدم ماست بيا تا برويم
دست عباس به خونخواهى آب آمده است * آتش معركه بر پاست ، بيا تا برويم
زِره از موج بپوشيم و ، ردا از توفان * راه ما از دل درياست ، بيا تا برويم
كاش ! اى كاش كه دنياى عطش مىفهميد * آب ، مهريّهء زهراست بيا تا برويم
چيزى از راه نماندهست ، چرا برگرديم ؟ ! * آخر راه ، همين جاست بيا تا برويم
فرصتى باشد اگر باز در اين آمد و رفت * تا همين امشب و فرداست ، بيا تا برويم
30 . حسينى ، سيد حسن
در سال 1335 در تهران به دنيا آمد و به سال 1383 در 48 سالگى درگذشت . وى تحصيلات خود را در زادگاهش به پايان برد و به مدرك دكترا در رشته زبان و ادبيات فارسى دست يافت . از وى تاكنون آثار ارزشمندى در دو زمينه نثر و نظم منتشر شده كه از آن جمله است :
« همصدا با حلق اسماعيل » ، « برادهها » ، « گنجشك و جبرئيل » ، « بيدل ، سپهرى و سبك هندى » و چند ترجمه از عربى به فارسى . دكتر سيد حسن حسينى ضمن تدريس در دانشگاه به كار تحقيق و ترجمه مىپرداخت . وى از چهرههاى نامآشنا و مطرح در شعر معاصر است و در شعر عاشورايى زمانهء ما تأثيرگذار .