تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
سلسلهء اين صدا به كجا مىرسد سلسلهء اين تكاور فرياد - كه در وسعتى شگفت - حديث يال باران را بر گردهء باغ متواتر كرد . . . سلسلهء اين صدا به كجا مىرسد ؟ * * * اى شطّ شرحهْ شرحه تمام دريا از توست و تو از تماميت دريايى !

خونبها

از اين‌گونه مىگذريد با لبانى در شُرُف لبخند : براقى سرخ با برگستوان فاخرى از خون و بادى ملايم رو به دروازه‌هاى عروج : خروج از خويش و دست ردى به سينهء تشويش . . . با من بگوييد
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي ) — صفحة 573 | محمد على مجاهدى