ز برق تيغ در كربلا ز خون عدو * هنوز بودى سيلابهاى خون جارى
تو را ز قدّ علمدار و زلف عبّاسى * شناختم كه تو عباسى و علمدارى
تو را ز حال برادر خبر ز خويش نبود * چنين بود ره و رسم برادرى آرى !
عدو به تيغ ، تو را دست از بدن برداشت * كه دامن شه خوبان ز دست بگذارى
دريغ از آنكه ندانست كز برادر خويش * تو آن نيى كه به شمشير دست بردارى
جراحتى كه زهر ضربه بر تو وارد شد * مگر تو در قلم آرى و خود تو بشمارى
كجا شمرده شود زخمهاى آن جسدى * كه از زمين نتوانى درست بردارى ؟ !
چه پايه شوق شهادت مگر به جان تو بود * كه تن به خاك و به خون پاره پاره بسپارى « 1 »
48 . فؤاد كرمانى ( 1268 - 1358 )
زندگينامه
آقا فتح اللّه قدسى فرزند سلطان على متخلّص به فؤاد ( 1268 - 1358 ق ) از شعراى نامدار آيينى در سده چهاردهم است .
ديوان فؤاد كرمانى موسوم به « شمع جمع » كه شاعر آن را به سال 1322 به پايان برده و مادّه تاريخى كه خود او به همين مناسبت سروده است همين سال را نشان مىدهد .
اين ديوان حاوى 6876 بيت به شرح زير است :
الف . 26 قصيده در 1162 بيت
ب . 60 غزل در 803 بيت
ج . 11 قطعه در 22 بيت
د . 539 رباعى در 1078 بيت
ه . 12 مسمّط در 875 بيت
و . 5 ترجيحبند در 755 بيت
ز . 2 مثنوى در 2181 بيت « 2 »
هامش
( 1 ) . تحفهء سرمدى ، به كوشش محمد على فتى ، ( چاپ حكمت ، قم 1347 ) ، ص 237 و 238 .
( 2 ) . شمع جمع ، فؤاد كرمانى ، به اهتمام دكتر حسين بهزادى اندوهجردى ، چاپ اول ( نشر صندوق ، تهران 1371 ) ، ص 5 و 8 .