سبك شعرى
جلوه اصفهانى بيشتر در قالب قصيده طبعآزمايى كرده و به شيوه متقدمين از سبك خراسانى بهره برده است .
قصايد او ، سخته ، و پخته و داراى ساختار محكم لفظى و غناى محتوايى است .
دامنه تاثير آثار عاشورايى
به خاطر عدم چاپ ديوان اشعار جلوه اصفهانى در زمان حيات او و نيز كنارهگيرى وى از معاشرت و همصحبتى و زندگى مجردانهاى كه داشته است فقط تنى چند از خاصان كه با او مراوده داشتهاند ، اشعار او را به خاطر سپرده و از آن لذت مىبردهاند ، از همين روى نمىتوان از تأثير دامنهدار آثار منظوم وى خصوصا مراثى عاشورايىاش سخنى گفت جز اين كه خواص از اهل ادب و معرفت با تأثيرپذيرى از اشعار حكيمانه او به آفرينش آثار منظوم آيينى پرداخته باشند .
برگزيده آثار عاشورايى
جلوه اصفهانى به خاطر ابتلاى به درد چشم و رنج فراوانى كه از بيمارى چشم خود كشيده و از مداوا بهرهاى نگرفته است ، براى طلب شفا به سالار شهيدان توسل مىجويد و بهبود بيمارى چشم خود را از آن حضرت مىخواهد .
وى در چندين قصيدهء رسا و شيواى خود ، به ابتلاى خود اشاره دارد و ضمن توسل به خامس آل عبا به مرثيه آن حضرت مىپردازد كه به ارايه نمونههايى از آن بسنده مىكنيم :
بر من آمد آن ماه وى به حال خراب * ز ديده داشت روان اشك چون مُطَرَّز سحاب
مگر تو گفتى چشمش رهى به دريا داشت * كه نيست ممكن آيد ز ديده اين همه آب
برفت از برم آن آفتاب و از گريه * تن چو نقره خامش به لرزه چون سيماب
به حال زار همى رفت و خلقى از دنبال * همه به حسرت كاين حال را كجاست مآب « 1 » ؟
شنيد آنكه چو زين جا برفت خانه نرفت * برفت مسجد و افكند خويش در محراب
ميان گريه با صد هزار سوز بكرد * دعا و آمين گفتند جمعى از احباب
هامش
( 1 ) . مرجع و بازگشت .