دوزخ شود ز آتش غيرت چو حملهور * ترسم عنانش از كف مالك ، « 1 » رها شود
زهرا چو دادخواه شود ، تا به پاى عرش * روى زمين چو لجه خون از بكا شود
خيزد ز خاك با تن بىسر چو شاه دين * بر پا دوباره ، واقعه كربلا شود !
ترسم كه روز حشر به يكباره ز اين گناه * دست جهان ز دامن رحمت جدا شود
محشر به هم برآيد ، از هيبت عتاب * جبريل ، بهر چاره سوى مصطفى شود
آيا جواب چيست در آن روز پربلا ؟ * پرسند چون ز خون شهيدان كربلا
گر در زمانه ، واقعه كربلا نبود * معلوم ، عيار رضا نبود
سبطى چنين براى فدا گر نبى نداشت * آسان به او شفاعت روز جزا نبود
بر صابران چو عرض بلا شد ، به غير او * كس را قبول . واقعه كربلا نبود
غير از درون قبه او ، جايى از شرف * مخصوص از براى قبول دعا نبود
زينب نمىكشيد اگر ناله از جگر * در گنبد سپهر برين اين صدا نبود
حقا كه اين معامله با عترت رسول * از اين و آن ز بعد پيمبر ، روا نبود
كى بر فلك درخت شقاوت كشيد سر ؟ * گر زير خاك ، تخم جفا ز ابتدا نبود
آيد كجا ز عهده اين درد و غم برون ؟ * چشم زمانه بارد اگر تا حشر ، خون « 2 »
31 . نير تبريزى ( 1248 - 1312 )
زندگينامه
ميرزا محمد تقى ( نير ) تبريزى معروف به حجة الاسلام از شعراى توانمند و پرآوازه آيينى در سده اخير به شمار مىرود . در سال 1248 ه . ق در تبريز به دنيا آمده تحصيلات مقدماتى را در زادگاهش به پايان برد و سپس براى تكميل آموختههاى خويش رهسپار نجف شد .
هامش
( 1 ) . نام فرشته موكل دوزخ .
( 2 ) . ديوان محمود خان ملك الشعراى صبا ، به تصحيح وحيد دستگيرى ، ضميمه سال بيست و سوم مجله ارمغان ، سال 1329 .