28 . روشن اردستانى اصفهانى ( ف 1305 ه . ق )
زندگينامه
ملا محمد صادق ( روشن ) اردستانى فرزند محمد طاهر از شعراى بلندپايهء دورهء ناصرى است . رضا قلى خان هدايت در شرح احوال او مىنگارد :
« روشن اصفهانى ، اسمش ملا محمد صادق و از معارف شعراى معاصرين است . به قدر كفاف تحصيل اخلاق و اوصاف پسنديده كرده ، مردى عاشقپيشه ، صافىانديشه ، باذوق و صفاست و خاطرش مايل به صحبت فضلا و عرفاست . از فنون حرفت به مكسب وراقى ميل كرده و در صحافى با قدرتى وافى است » ، وفات روشن را به سال 1305 ق نوشتهاند . « 1 »
سبك شعرى روشن اردستانى
روشن اردستانى ، شيوهء بيانى خود را وامدار سبك عراقى است و غزليات پرشور و شيواى او را نه تنها بايد در شمار بهترين غزليات دورهء قاجاريه به حساب آورد بلكه برخى از غزليات او در زمرهء بهترين غزليات زبان فارسى است . براى نمونه به اين غزل او توجه كنيد :
به در كعبه ، سحرگه من و دل دست زديم * به اميدى كه درين خانه كسى هست ، زديم
لاجرم دست ارادت به در پير مغان * خادم كعبه چو در بر رخ ما بست زديم
تا نگيرند پى خون كسى دامنمان * خويش را ، بر صف پرهيزكنان مست زديم
سنگ بر شيشهء تقوا و ، قدح از كف دوست * لب ساقى به لب جام چو پيوست ، زديم
زير و بالا همه چون جلوهگه طلعت اوست * گه سراپرده به بالا و گهى پست زديم
فال بىدولتى و ، قرعهء بدبختى خويش * رشتهء الفت ما دوست چو بگسست ، زديم
آسمان كرد سيه روز و پريشان ما را * كه چرا در خم گيسوى بتان دست زديم ؟
بندهء سرو چو از راه تو برخاست شديم * گردن شمع چو در پيش تو بنشست زديم
من و ( روشن ) اگر از خويش نرسيتم ، ولى * دست در دامن آن كس كه ز خود رست زديم « 2 »
هامش
( 1 ) . مجمع الفصحاء ، ج 4 ، ص 322 ؛ حديقة الشعراء ، ج 1 ، ص 691 - 692 ؛ ديوان روشن اردستانى ، به كوشش احمد كرمى ( تهران ، نشريات ما ، بىتا ) ص 3 و 4 .
( 2 ) . همان ، ص 6 .