بايد جوهرى سنندجى را - كه معاصر و معاشر با او بوده - از شعراى سده سيزدهم هجرى به شمار آورد . « 1 »
سبك شعرى
از تنها مرثيه منظومى كه از او در دست داريم پيدا است كه در سبك عراقى طبعآزمايى مىكرده و از طبع روانى برخوردار بوده است .
دامنه تاثير آثار عاشورايى
مسلما جوهرى سنندجى داراى آثار آيينى بسيار بوده و اين مطلب را مىتوان از پختگى كلام او در مرثيه عاشورايىاش دريافت ، ولى متأسفانه به خاطر عدم دسترسى به آنها نمىتوان از ميزان تاثيرگذارىشان سخنى به ميان آورد هر چند شاعرانى همانند او در زادگاه خود مشهور بوده و مراثى آنان با اقبال اهالى رو به رو بوده است .
برگزيده آثار عاشورايى
همانگونه كه اشارت رفت فقط يك مثمّن تركيب عاشورايى در چهاربند از او در دست است كه آن را عينا نقل مىكنيم :
مثمّن تركيب عاشورايى
باز اين چه شيون است و چه زارى است در جهان ؟ * كز ديده سپهر بود جوى خون روان
باز اين چه ماتم است كه اندر ظهور او * در گريه چشم پير و به ناله دل جوان
باز اين چه شورش است و چه ماتم ؟ كه صبح و شام * از مهر و ماه اشك فرو ريزد آسمان
باز اين چه نوحه و چه فغان و چه ماتم است ؟ * كز آب چشم چرخ روان رود كهكشان
بهر عزاى آل رسول خدا حسين * شاه عرب امام عجم نور مشرقين
روزى كه شد به دهر چنين ظلم آشكار * در حيرتم كه چرخ چرا ماند پايدار ؟
در ماتم حبيب خدا زاده بتول * اى سينه آه سر كن و اى ديده خون ببار
هامش
( 1 ) . همان ، ص 114 .