همو در قطعه شعرى كه دارد به اين سؤال پاسخ داده است كه چرا حسين بن على عليه السلام مانند ديگر امامان معصوم عليهم السلام راه « تقيّه » را در پيش نگرفت و بر يزيد خروج كرد ؟ « 1 »
و نيز تأثير تبريزى در مثنوى جهاننماى خود كه در وزن مخزن الاسرار سروده شده ، پس از نيايش به درگاه حضرت احديت ، نعت حضرت خاتم الانبياء صلى اللّه عليه و آله و سلم توصيف معراج آن حضرت ، و منقبت امير مؤمنان على عليه السلام براى ديگر ائمهء طاهرين عليهم السلام ، مناقبى در دوازده بيت براى هر كدام و با عناوينى جداگانه به ترتيب نظام امامتى آنان دارد « 2 » و در عظمت وجودى و رثاى حضرت سيد الشهداء عليه السلام نيز داد سخن داده كه براى پرهيز از دامنهدار شدن سخن ، ناگزير به نقل ابيات برگزيدهاى از قصيدهء مناقبى ماتمى او و نيز تركيب هفدهبندى وى بسنده مىكنيم :
هر كه از عين اليقين بينا درين عبرت سراست * بىگمان داند كه اين دار الفنا ، دار البلاست
وحشتستان جهان ، منزلگه آرام نيست * بهره از راحت ندارد گر گدا ، گر پادشاست
از قضاى آسمانى هيچكس آسوده نيست * هر كرا بينى ، به دست او به نوعى مبتلاست
تشنهلب مانند از بحر جهان ، خاصان حق * شاهد اين مدعا : كم آبى امّ القراست
لايق خون شهادت كى بود هر بىجگر ؟ * اين ، حناى پنجهء مردانهء آل عباست
شير مردانى كه سر در راه جانان دادهاند * جمله را سردفتر و سرخيل ، شاه كربلاست
حجت حق ، شاه مظلومان ، حسين تشنهلب * كز لب گوهر بيان بىنور جان معجز نماست
عالِم علم لَدُنّى ، واقف اسرار حق * آنكه مجموع خلايق را امام و پيشواست
جبرييلش : مهد جنبان ، مركبش : دوش نبى * ناز پرورد ملايك ، نور چشم مصطفىست
بس كه در راهش عزيزان جانفشانى كردهاند * بوى جان آيد ز خاكى كز زمين كربلاست
ز آب حيوان ، خضر تنها يافت عمر جاودان * چاره سازد خاك او ، هر جا كه دردى بىدواست
بىفضيلت ، ذكر تسبيحى كه نه از خاك اوست * مرحبا خاكى كه دايم مظهر نام خداست
اختران ، خونينجگر ، از دانههاى سبحهاش * مهر را ، آتش به جان از رشك مهر كربلاست
هامش
( 1 ) . همان ، ص 111 تا 129 .
( 2 ) . همان ، ص 111 تا 129 .