آثار پرمحتوا آن هم با اين غناى ساختارى سبك اصفهانى ، در تغيير نگرش شاعران سدههاى بعد نيز به حادثهء خونبار عاشورا و رويكرد آنان به مقولههاى والايى و ارزشى فرهنگ كربلا با تأثير ترديدناپذيرى همراه بوده است .
برگزيدهء آثار عاشورايى
فياض لاهيجى ، ارادت زايد الوصف و شيفتگى توصيفناپذير خود را در نسبت به آل اللّه در منظومههاى آيينىاش در نهايت زيبايى و شيوايى به تصوير كشيده است كه براى پرهيز از دامنهدار شدن سخن از نقل نمونههاى آن خوددارى مىكنيم .
از فياض لاهيجى يك تركيب چهارده بند عاشورايى در دست است كه همان گونه كه قبلا دراينباره سخن گفتيم ، از آثار برگزيدهء منظوم عاشورايى در سبك اصفهانى است كه در اينجا به نقل آن مىپردازيم :
در واقعهء كربلا
عالم تمام ، نوحهكنان از براى كيست ؟ * دوران ، سياهپوش چنين در عزاى كيست ؟
نيلى چراست خيمهء نُه توىِ آسمان ؟ * جيب افق ، دريده ز دست جفاى كيست ؟
ديگر غم كه گونهء خورشيد را شكست ؟ * بر روى مه ، خراش كَلَف ز ابتلاى كيست ؟
از غم سياه شد در و ديوار روزگار * اين تيره فام غمكده ، ماتمسراى كيست ؟
اين صندلى مخمل مشكين به روى چرخ * كز شهريار خويش تهى مانده ، جاى كيست ؟
خون شفق به چهرهء ايام ريختند * گلهاى اين چمن ، دگر از خار پاى كيست ؟
خون در تنى نمانده ، همان گريه در تلاش * پيچيده در گلوى نفس هاىهاى كيست ؟
از استماع ناله ، دل از كار مىرود * اين نيش داده سر به رگ جان ، نواى كيست ؟
دلها كباب گشت و ، درونها خراب شد * اين آه دردناك دل مبتلاى كيست ؟
بر كف نهادهاند جهانى متاع جان * دعوى همان به جاست ! مگر خونبهاى كيست ؟
سرتاسر سپهر ، پر از دود ماتم است * آخر خبر كنيد كه اينها براى كيست ؟
گويا مصيبت همه دلهاى مبتلاست * يعنى : عزاى شاه شهيدان كربلاست