6
اى دل ! ثناى وحدت ذات إله كن * بر حال خويش ، خيل ملك را گواه كن
از شرح دانههاى دُرِ شاهوار عرش * كلك از عطارد و ، ورق از مهر و ماه كن
سوى بهشت آدم و آل عبا خرام * طوبى قدان روضه نشين را گواه كن
اى باقر ! از كنارهء سجادهء ورع * نورى فرست و چارهء مشتى تباه كن
اى صبح صادق ! از افق غيب كن طلوع * وز مهر ، درّ سرّ علم پيشگاه كن
خلوتسراى موسى كاظم به ديده روب * اين بارگاه را ، علم از شوق آه كن
سرگشتهء منازل شوقيم اى صبا ! * بويى ز سبزهزار رضا ، خضر راه كن
گر دين درست خواهى و اسلام ، اى صبا ! * در يوزه از در تقى و بارگاه كن
فال تو سعد ، اى نقى پاك اعتقاد ! * از دين علم برآورد و آهنگ جاه كن
اى عسكرى ! به كوكبهء خسروى درآى * آفاق ، پرستاره ز نعل سپاه كن
اى مهدى ! آفتاب تو در چاه تا به كى ؟ * خود را بسوز و ، خامه و دفتر سياه كن
گلزار اهل بيت چو باغ ارم شكفت * اى عندليب دلشده ! آهنگ راه كن « 1 »
10 . اهلى شيرازى ( 858 - 942 )
زندگينامه
مولانا محمد اهلى شيرازى در شمار بزرگترين شاعران فارسى زبان در سدهء دهم هجرى است كه در بهكاربردن صنايع لفظى و معنوى در شعر از نوادر زمانهء خود به شمار مىرود .
به سال 858 ه . ق در شيراز به دنيا آمد و پس از 84 سال زندگانى در زادگاه خود به سال 942 ه . ق بدرود حيات گفت . آرامگاه اين شاعر تواناى شيعى دوازده امامى ، در جوار مزار لسان الغيب حافظ شيرازى ، زيارتگاه اهل ادب و عرفان است .
هامش
( 1 ) . ديوان اشعار بابافغانى شيرازى ص 57 تا 60 .