اى ( سنايى ) ! با سنايى هر زمان * چنگ در آل عبا خواهم زدن « 1 »
* * *
برگِ بىبرگى ندارى ، لاف درويشى مزن * رخ چو عياران ندارى ، جان چو نامردان مكن
سر برآر از گلشن تحقيق ، تا در كوى دين * كشتگان زنده بينى انجمن در انجمن
در يكى صف كشتگان بينى به تيغى چون : حسين * در دگر صف ، خستگان بينى به زهرى چون : حسن « 2 »
* * *
چندگويى ز حال غير ، كه قال * قالِ بيحال ، عار باشد و شين
چون ( سنايى ) ز خود نه منقطعى * چه حكايت كنى ز حال حسين ؟ ! « 3 »
* * *
سراسر ، جمله عالم پر ز شيرست * ولى شيرى چو حيدر باسخا ، كو ؟
سراسر ، جمله عالم پرزنانند * زنى چون فاطمه ، خير النسا كو ؟
سراسر ، جمله عالم پر شهيدست * شهيدى چون حسين كربلا ، كو ؟ « 4 »
* * *
دين ، حسين توست ، آزو آرزو خوك و سگ است * تشنه ، اين را مىكشى ، و آن هردو را مىپرورى !
بر يزيد و شمر ملعون ، چون همى لعنت كنى ؟ * چون حسين خويش را شمر و يزيد ديگرى ! « 5 »
برگزيدهء آثار عاشورايى
حكيم در مثنوى حديقة الحقيقه و شريعة الطريقهء خود كه به الهىنامه نيز موسوم است ، بخش مستقلى را به امام حسين و جريان شهادت آن حضرت اختصاص داده كه به نقل آن مىپردازيم :
هامش
( 1 ) . همان ، ص 480 .
( 2 ) . همان ، ص 485 .
( 3 ) . همان ، ص 552 .
( 4 ) . همان ، ص 571 .
( 5 ) . همان ، ص 655 .