پرش به محتوای اصلی

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحه 53

پدیدآورندگان:

ص۵۳
مشفق كاشانى

غايب از نظر

بازآ كه دل هنوز به ياد تو دلبر است * جان از دريچهء نظرم چشم بر در است
بازآ دگر كه سايهء ديوار انتظار * سوزنده‌تر ز تابش خورشيد محشر است
بازآ كه باز مردم چشمم ز درد هجر * در موج خيز اشك چو كشتى شناور است
بازآ كه از فراق تو اى غايب از نظر * دامن ز خون ديده چو درياى گوهر است
اى صبح مهر بخش دل از مشرق اميد * بنماى رخ كه طالعم از شب سيه‌تر است
زد نقش مهر روى تو بر دل چنان كه اشك * آئينه‌دار چهره‌ات اى ماه منظر است
اى رفته از برابر ياران « مشفقت » * رُويت به هر چه مىنگرم در برابر است