حجّت حق بر جهان و بهجت كون و مكان * گلشن دين از تو خرّم روح ايمان شادمان
مردم چشم دو گيتى روشن از ديدار تُست * همتى اى روشنائى بخش چشم مردمان
بار بستند از اين دنياى دون جانهاىِ پاك * يك جهان جانى براى يك جهانى جان بمان
اى خداوند حرم اى محرم اسرار غيب * تا به كى باشد حرم در دست اين نامحرمان
باز شد بيت الصمد بيت الصنم يا للأسف * كاسر اصنام ، كو بازوى حيدر نشان
خانههاى قدس حق را پاى پيلان محو كرد * خاندان نجد را ايزد كند بىخانمان
خانههايى را كه برتر بود از سبع شداد * خانههايى را كه بودى رَشك جنّات ثمان
خسروا صبر و تحمّل پيشه كردن تا به كى * تيشه بى انديشه زن بر ريشهء اين ظالمان