برگ سمن چون قران و ليك مفسّر * لاله كتاب آمد و هزار مدرّس
گل چو يكى راكب است و گلبن مركوب * باد فرسدار و اسب آمده فارس
بلبل شيدا به بوستان متذكّر * لالهء لالا ز دوستان متجسّس
باغ منزّل شد از نزول حوادث * چون دل فرزانه از هجوم هواجِس
گوئى امروز نوبتى است كه در خاك * زاده شهى كو به چرخ حافظ و حارِس
حضرت مهدى همى بزاد ز هادى * حىّ العالم همى دميد ز نرجس
حضرت صاحب زمان كه بر درگاهش * گردن ناكس ، هميشه بادا ناكس
نوبت يارى دوست قاسط و باسِط * درگه تدبير خصم اشوش و عابِس
خصم خُدا را خصيم باشد و قاصِم * اهل هوا را انيس گردد و مونس