تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
همچو كاظم كه بود قبلهء حاجات به خلق * دردمندان جهان را پى درمان آمد
چون رضا تا كند او تكيه به او رنگ علوم * وارث خسرو دين شاه خراسان آمد
اوست سرچشمهء تقوى و فضيلت چو جواد * منبع فيض و جوانمردى و احسان آمد
هادى وادى حق از پى ارشاد بشر * با چراغ خرد و دانش و عرفان آمد
يادگارى بود از عسكرى آن حجّت حق * تا جهان را كند از عدل گلستان آمد
قائم آل محمّد شه اقليم وُجود * هان به فرماندهى عالم امكان آمد
اى شه منتظر ، از منتظران چهره مپوش * كه دگر جان به لب از محنت دوران آمد
ز جُدائى تو اى كوكب صُبح اميد * هر دم از ديدهء ما اشك به دامان آمد
همه گويند كه مفتاح فرج صبر بود * صبر نتوان كه دگر عمر به پايان آمد