تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
طاووس‌وار هر چه كنم باز بال و پر * بينم كه دشمن است همان بال و پر مرا
بر هر كه چشم باز كنم از پى اميد * گر باشد آفتاب زند نيشتر مرا
از سيلى است چهرهء زردم مدام سرخ * روزى حوالتست به خون جگر مرا
دردا كه هر چه داد بر آرم ز سينه نيست * يك دادگر به دورهء بيدادگر مرا
هم تند باد سخت حوادث بود وزان * هم آسمان فكنده به خرمن شرر مرا
جز ديده چشم من به كسى نيست كز سرشك * پر كرده دامن از در و لعل و گهر مرا
دارم ز سيم اشك و زر چهره اعتبار * باشد بس آبرو به همين سيم و زر مرا
با اين سوانحم به كسى نيست حاجتى * حاجت بود به حجّت ثانى عشر مرا
مهدى هادى آنكه به هر ورطه حافظ است * از چنگ حادثات و هزاران خطر مرا