آن حضرت منقاد است از براى او آتش از براى راندن شيطان و سوزانيدن دشمنان لئيم . و اين اشارت است به شهاب كه رجم شيطان مىكنند به اعجاز آن حضرت ، زيرا كه در زمان ظهور آن حضرت واقع است ؛ و قبل از ولادت آن حضرت شياطين خبر آسمان مىشنيدهاند و چون آن حضرت ظهور فرموده شهاب آتش ، شياطين را مىرانند نمىگذارند كه خبر آسمان بشنوند ؛ و نيز اشارت است به صاعقه كه اربد عامرى را بسوزانيد . چنانچه در حديث وارد شده كه عامر بن الطفيل كه بزرگ بنى عامر بود با پسر عمّ خود اربد به مدينه آمدند و عامر با اربد گفته بود كه محمّد را به سخن « مشغول » « 1 » مىسازم ؛ تو از پس سر او درآى و او را به شمشير بزن ؛ چون آن حضرت با عامر به سخن گفتن مشغول شد ؛ اربد ملعون دست به شمشير برآورد و اندكى بيرون كشيد . آن حضرت نگاه كرد ، اربد را بديد فرمود : خدايا ! شرّ ايشان را از من دور گردان ؛ در روزى كه هيچ ابر در هوا نبود ناگاه صاعقه پيدا شد و اربد را بسوزانيد « 2 » و اين معجزه از باب تصرّف است از عنصريّات .
قسم هشتم معجزات آن حضرت كه محلّ تصرّف آن هوا است از بسائط عناصر ؛
و بدين قسم از اين فقره اشارت واقع است :
المنفّس بحكمه الهواء بنقل الوباء و انشاء الغمام
آن حضرت نفس كشنده است به حكم او هوا به نقل كردن وباء و پيدا كردن ابر ؛ و اين اشارت است به تصرّف آن حضرت در عنصر هوا ، چنانچه در حديث وارد شده كه چون حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به مدينه فرمود و هواى مدينه و با بود ، اصحاب از هواى مدينه شكايت كردند آن حضرت فرمود : خدايا هواى مدينه را خوب
هامش
( 1 ) . از « غ » .
( 2 ) . تفصيل اين واقعه را بنگريد در : السيرة النبويه ، ابن هشام ، تحقيق : مصطفى السقاء و . . . ج 3 و 4 صص 568 - 569 .