غار بيرون فرمود به قصد هجرت مدينه ، كفّار قريش به اطراف پيغام كرده بودند كه هر كس آن حضرت را بياورد ، صد شتر به دو دهند . سراقة بن مالك كه بزرگ بنى كنانه بود گفت : من شنيدم كه محمّد از طرف مملكت من مىگذرد ؛ بر اسب سوار شدم و متوجه آن حضرت شدم . چون به دو نزديك شدم اشارت فرمود و زمين دست و پاى اسب مرا فرو برد . و من قرعه بينداختم ، دانستم كه بدان حضرت ظفر نمىيابم ؛ از آن حضرت امان خواستم و بازگشتم . « 1 » و اين از باب تصرّف است در عنصر خاك .
قسم يازدهم معجزات آن حضرت است كه محلّ تصرف آن جماد است از مركّبات عناصر ؛
و بدين قسم اشارت از اين فقره واقع است .
المتصرّف فى الجماد بتحريك الجبل و تكليم الجمل و زيادة الطّعام
آن حضرت تصرّفكننده است در جماد به جنبانيدن كوه و سخن گفتن برّه « 2 » با آن حضرت و زيادت گردانيدن طعام . و اين اشارت است به تصرفات آن حضرت در جمادات ؛ و اين چند نوع است :
نوع اول : تحريك كوه ؛
چنانچه در حديث وارد است كه آن حضرت با جمعى از اصحاب بالاى كوه احد بودند و آن كوه به حركت درآمد . آن حضرت فرمود : ساكن شو كه پيغمبرى بر بالاى توست صديقان و شهيدان .
نوع دوم : سلام كردن سنگ به آن حضرت ؛
چنانچه در حديث وارد شده كه آن حضرت فرمود : كه من مىشناسم سنگى را كه در مكه ، او بر من سلام مىكرد . « 3 »
نوع سوم : سخن گفتن برّه بريان ؛
چنانچه در حديث وارد است كه چون آن حضرت از غزاى خيبر معاودت فرمود ، زنى از يهود ، برّه را بريان كرد و آن را
هامش
( 1 ) . در اين باره نك : السيرة النبويه ، ابن هشام ج 1 ، 2 ص 489 .
( 2 ) . بخوانيد : شتر .
( 3 ) . اخبار مكة ، فاكهى ، ج 3 ، ص 265 .