زهرآلود ساخت آن حضرت چون دست بدان برّه برد كه تناول فرمايد ، برّه گفت : يا رسول اللّه از من مخور كه من زهرآلودم .
نوع چهارم : صداى حنانه ؛
چنانچه در حديث وارد است كه قبل از آنكه جهت آن حضرت منبر سازند ، حضرت تكيه بر ستونى از چوب مىفرمود و خطبه مىخواند ، چون منبر بساختند آن حضرت بر بالاى منبر رفت ، آن ستون به آواز و ناله در آمد ، همچنانچه شتر در وقت زائيدن ناله مىكند ؛ آن حضرت فرمود آمد و او را تسكين فرمود و با او فرمود : اگر خواهى تو را در دنيا درختى سازم كه مردم ميوهء تو بخورند ؛ و اگر خواهى تو را در بهشت درختى سازم ! آن ستون گفت : بهشت را اختيار كردم .
بعد از او نام او حنّانه « 1 » شد .
نوع پنجم : زيادت گردانيدن طعام ؛
و آن در چند موضع واقع است و از متواترات است ؛ چنانچه در حديث صحيح واقع شد كه در غزاى تبوك ردادهء لشكر نماند و مردم گرسنه شدند ؛ بعضى از اصحاب گفتند يا رسول اللّه ! اندك توشه مردم را مانده ، جمع فرما ، و دعا بركت بر آن بفرما ! آن حضرت فرمود تا نطعى « 2 » بگستردند و فرمود كه هر كس كه هر توشه كه او را مانده بياورد . مردم مىآمدند و كسى يك كف خرما و يك كف ذرّت مىآورد و كسى پارهء نان مىآورد ؛ مردم مىآمدند تا اندك چيزى از طعام جمع شد . آن حضرت دعاى بركت فرمود بر آن طعام اندك ، بعد از آن فرمود كه : انبانها و جوالها و ظرفهاى طعام را از آن پر سازند . پس هيچ ظرف كه طعام در آن توان كرد در تمامى لشكر نماند الّا آنكه از آن طعام پر ساختند و همه سير خوردند و طعام زوايد بازماند و ايشان سى هزار نفر بودند . بعد از آن ، آن حضرت فرمود : « أشهد أن لا إله الّا اللّه و انّى رسول اللّه » ؛ نرسد به خداى تعالى بنده به اين شهادت كه در او هيچ شكّى نداشته باشد و از بهشت محجوب ماند ؛ يعنى هر كس « 3 » به خدا رسد ، بدين شهادت بىشك از بهشت محجوب نشود . « 4 »
هامش
( 1 ) . اكنون ، در جاى اين ستون ، ستونى با همين نام در مسجد النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وجود دارد .
( 2 ) . فرشى چرمين .
( 3 ) . در اصل : هرگز .
( 4 ) . دلائل النبوة بيهقى ، ج 5 ، ص 230 ( چاپ عبد المعطى قلعهچى ) . عبارت آخر آن چنين است : لا يلقى الله بهما عبد غير شاك فحجب عن الجنة .