مبارك آن حضرت سنگين بود عرق كرده بود و بر دو غلام تكيه فرموده بود . در خاطرم گذشت كه مردى بزرگ از اكابر بنى هاشم جهت حرص بر دنيا ، در روزى چنين گرم تعب نفس خود مىفرمايد و چنين زحمت مىكشد ؛ چون اين معنى در خاطر من خطور كرد و مرا پيش طلبيد و فرمود :
إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ
؛ « 1 » ما جهت انفاق بر ضعفا و مساكين اين زحمت مىكشيم « 2 » نه جهت حرص بر دنيا . گفتم اى پسر رسول خدا ! توبه مىكنم . پس توبه مرا قبول فرمود « 3 » و امثال اين بسيار است .
السيف الشاهر ، البدر الزّاهر ، العزيز القادر ، الغالب القاهر
آن حضرت شمشيريست كشيده بر دشمنان .
و اين اشارتست به كمال علم و حجّت آن حضرت ، زيرا كه بر ملحدان و منافقان شمشير حجّت از نيام امامت بر ايشان كشيده بود ؛ يا اشارتست به صلابت آن حضرت در دين ؛ و آنكه او بر اعداى خداى تعالى شمشير كشيده بود . و لهذا حجاج يوسف و عبد الملك مروان هر چند قصد آن حضرت كردند مغلوب شدند .
و آن حضرت ماه شب چهارده است روشن .
و اين اشارتست به كمال جمال آن حضرت « چنانچه روايت كردهاند كه روى مبارك آن حضرت » « 4 » همچو ماه مىدرخشيد و در كمال حسن و جمال بود ؛ يا آنكه آن حضرت در علم و بزرگى شرف مشهور و انگشت نما بود و همچون ماه بدر در روشنى .
و آن حضرت عزيز و توانا و غالب و فايق است بر اعدا .
و اين اشارتست به غلبه و قدرتى كه آن حضرت را بر حجاج يوسف و آل مروان ظاهر شد . چنانچه روايت كردهاند كه حجاج بن يوسف در قصد اولاد و اتباع و شيعهء حضرت امير المؤمنين حيدر عليه السّلام نهايت سعى « 5 » و اهتمام مىنمود ؛ هر كس را مىدانست كه از اتباع امير المؤمنين عليه السّلام است قصد مىكرد و ايشان را هلاك مىگردانيد
هامش
( 1 ) . حجرات ( 49 ) 12 .
( 2 ) . در اصل : ميشكنم .
( 3 ) . روايت ديگر اين ماجرا را ملاحظه فرماييد در : كشف الغمه ج 2 ص 125 .
( 4 ) . از « م » افتاده .
( 5 ) . در اصل : سعد .