است » . « 1 » و شك نيست در آنكه حضرت فاطمه دوستترين فرزندان حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده نسبت با آن حضرت .
المضاجعة سيّد الاصفياء
آن حضرت همخوابه است مر سيد اصفياء را كه آن حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است .
و آن اشارت است بدان كه آن حضرت زوج فاطمه عليها السّلام است . روايت كردهاند كه چون حضرت فاطمه را وقت تزويج رسيد ؛ اكابر صحابه او را خطبه مىكردند از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و او قبول نمىفرمود ؛ « 2 » و اصحاب با حضرت على عليه السّلام گفتند :
تو خطبه كن شايد به تو دهد راضى شود . آن حضرت فرمود : اكابر صحابه خطبه كردند و قبول نفرمود ؛ بعد از آن به نزد آن حضرت رفت و گفت : السّلام عليك يا رسول اللّه .
آن حضرت فرمود : و عليك السّلام . چه حاجت دارى ؟ گفت آمدهام كه فاطمه را خطبه كنم ؛ و در روايتى است كه آن حضرت فرمود : آمدهاى كه فاطمه را خطبه كنى ؟ فرمود بلى . بعد از آن فاطمه را به صداق پانصد درهم بدان حضرت داد و تسليم او نمود .
المازجة للتّبسّم بالبكاء عند بشارة اللحوق بخير الآباء
آن حضرت آميزنده است تبسّم را به گريه ، نزد بشارت رسيدن به بهترين پدران .
و آن اشارت است بدانچه در حديث وارد شده كه فاطمه عليها السّلام در مرض موت حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزد آن حضرت آمد ؛ آن حضرت فرمود : خوش آمد دختر من ؛ بعد از آن فاطمه را بنشاند و با او پوشيده سخنى گفت ، [ آن حضرت ] بگريست گريهء سخت . ديگر بار با او آهسته سخنى گفت ، آن حضرت بخنديد . چون برخاست بعضى سؤال كردند كه سبب گريه و خنده چه بود ؟ فرمود : من سرّ پيغمبر را كشف « 3 » نمىكنم ؛ چون حضرت وفات نمود ديگر بار از او سؤال كردند . فرمود : اكنون بگويم ؛ اول كرت « 4 » كه با من پوشيده سخنى فرمود گفت : هر سال يك بار قرآن با من معارضه مىكرد ،
هامش
( 1 ) . نك : الغدير ، ج 7 صص 231 ، 232 ، 237 ، ج 3 صص 18 ، 20 ، ج 9 ص 387 .
( 2 ) . اين « اكابر صحابه » عبارت از خليفهء اول و دوم بودند كه مؤلف اشاره بدان نكرده است . در اين باره نك :
الصحيح من سيرة النبى ج 4 صص 25 - 38 به ويژه صص 26 - 27 .
( 3 ) . در اصل : كشم .
( 4 ) . اول بار .