تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
امير المؤمنين گفت : از اين دو پسر من هر كدام كه خواهى بپرس ، نزد حسن شد گفت : آمدم كه بپرسم كه ميان حق و باطل چند است و ميان آسمان و زمين چند است و ميان مشرق و مغرب چند است و قوس و قزح چيست و مؤنث چيست و كدام ده است كه بعضى از بعضى سخت‌تر است . حسن عليه السلام گفت : ميان حق و باطل چهار انگشت است آنچه به چشم ديدى حق بود و آنچه به گوش شنوى باطل بود . و ميان آسمان و زمين مد بصرست و دعوة مظلوم ، و ميان مشرق و مغرب چندان‌كه آفتاب به روزى قطع كند . و قوس و قزح نام شيطان است . مگو قوس و قزح ، آن قوس خداست و علامت ارزانى طعام‌ها و امان اهل زمين از غرق . و مؤنث آنچه ندانند كه مرد است يا زن و صبر كنند اگر مرد بود احتلامش رسد و اگر زن بود حيضش آيد و گرنه او را بفرمايند تا بول كند بر ديوار اگر بولش به ديوار رسد مرد باشد و اگر بولش بر پاىها آيد چنان اشتر زن بود . و آن ده چيز كه بعضى از بعضى سخت‌تر است سخت‌ترين چيزها كه خداى تعالى آفريده است سنگ و آهن است ، و آهن از سنگ سخت‌تر كه بدان توان شكستن ، و آتش سخت‌تر از آهن كه به آتش توان گداختن ، و آب از آتش سخت‌تر كه آتش را بميراند و ابر از آب سخت‌تر كه آب را برمىگيرد ، و باد از ابر سخت‌تر كه ابر را ميراند ، و ملك از باد سخت‌تر كه باد را رد مىكند ، و ملك الموت از ملك سخت‌تر كه ملك را بميراند ، و موت از ملك الموت سخت‌تر كه ملك الموت را بميراند ، و امر خداى عز و جل از موت سخت‌تر كه دفع موت كند . و آنچه گفتى كدام چشمه است كه ارواح مؤمنان با آن رود ، و كدام چشمه است كه ارواح كافران و مشركان با آن رود ؟ بدان كه آنچه ارواح مشركان با آن رود آن را برهوت خوانند ، و آنچه ارواح مؤمنان با آن رود آن را سلمى خوانند . شامى گفت : گواهى مىدهم كه تو پسر رسول خدايى به حق ، و على به حق اولىتر از معاويه .