تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
صلاحيت آن نبود و ديگرى را كه چيزى از رسول صلى اللّه عليه و آله به خلق رساند غير از تو و رسول ما را ، و جملهء خلق را ؟ گفت بايد كه آنكه حاضرست بدان رساند كه غايب است . گفت : مىدانيد كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : رحمت باد بر آنكه قول من بشنود و به ديگرى رساند چنان كه شنيده باشند ، بسى باشند كه حامل فقه باشند و ايشان را فقه نباشد ، يعنى سخنى علمى شنود و آن را نگاه دارد يا به ديگرى رساند و خود معنى آن نداند و بايد كه حمل فقه كند و به كسى مىرساند كه او خود از رسانندهء فقه فقيه‌تر بود . و گفت : سه چيز غل ننهند بر دل مؤمن : چون عمل صالح كند خالص از بهر خداى تعالى ، و سمع و طاعت و يارى ولات امر دادن ، و با جماعت بودن كه دعوت ايشان محيط بود بديشان ؛ و چند جاى ديگر مىفرمايد كه بايد كه حاضر آنچه شنويد برساند بدان كه غايب باشد . امير المؤمنين على عليه السلام گفت : آنچه رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم گفت : در روز غدير خم در حجة الوداع در آخر خطبه چون گفت : من دو چيز در ميان شما رها مىكنم تا گمره نشويد اگر دست در آن هر دو زنيد كتاب خدا و عترت اهل بيت من كه خدا مرا خبر داده است كه ايشان از هم جدا نشوند تا به حوض به من رسند كهاتين . و انگشت ميانه و سبابه بهم بازنهاده بود ؛ ديگر گفت : نگويم : كهاتين ، كه اين يكى بيشتر از يكى ديگرست . دست در ايشان [ گ 85 ] زنيد تا گمره نشويد ، و بر ايشان تقدم مكنيد و ترك ايشان مكنيد و بديشان مياموزانيد كه ايشان از شما عالم‌تراند ، به عامهء خلايق فرمود كه برسانيد به هر كه بيند ، و چون طاعت ائمهء آل رسول عليهم السلام و ايجاب حق ايشان ، و در چيزهاى ديگر بگفت ، و از بهر آن عامه را فرمود تا به عامه برسانند حجت آن قوم را كه جز ازيشان به خلق نتوانند رسانيدن جملگى آنچه خداى تعالى به رسول صلى اللّه عليه و آله فرستاد نمىدانى يا طلحه ، كه رسول مرا گفت و شما بشنويد