تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١

باب نوزدهم در ذكر قصهء صحيفه كه رسول ( ص ) گفت ايشان اصحاب صحيفه‌اند .

ابو محمد حامد بن محمد بن المسعود روايت از حسن بن محمد السيرافى كند از وليد بن عباس المنصورى از حسن بن محمد يزدجردى از محمد بن احمد ، از پدرش ، از جدش ، از عثمان بن سعيد الاشج ، از عبد اللّه بن حارث الاسلمى ، از اعمش ، از شقيق بن عبد اللّه الانصارى ؛ گفت : چون عثمان مروان حكم و پدر و برادرانش راى بعد از نفى رسول صلى اللّه عليه و آله با مدينه آورد اميرى مداين به حارث بن الحكم برادر مروان داد . چند مدت آنجا بود بر ايشان ظلم مىكرد . جماعتى از مداين به شكايت پيش عثمان آمدند . او راى معزول كرد و حذيفهء بن اليمان با ايشان بفرستاد . او والى بود تا آن وقت كه عثمان راى بكشتند و قوم بر امير المؤمنين جمع شدند و بيعت كردند . امير المؤمنين عليه السلام او را برقرار خود بگذاشت و به دو نوشت : « بسم اللّه الرحمن الرحيم ، از عبد اللّه على امير المؤمنين به حذيفة بن اليمان ، سلام خدا بر تو باد . من حمد و ثناى خدا مىكنم ، آن خدايى كه جز از وى خدايى نيست و ازو مىخواهم تا صلوات فرستد بر محمد بنده و رسول او و بر آلش . اما بعد ، من ترا توليت مداين دادم چنان كه داشتى از آنكه پيش از من بود بر حزب مداين و انبار و حاصل كردن خراج از اهل ذمت و ثقات و معتمدان خود راى حاضر كن و آنكه مىخواهى كه ترا دين و امانت وى معلوم باشد ايشان را معاون ساز در عمل خويش كه آن عزت اولياى تو باشد و مذلت اعداى تو
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 201 | محمد بن حسين رازي