از مخالفتش كه فرمانى است از خداى تعالى ، و از من نهى منكر نباشد الا با وجود امام .
اى قوم ، قرآن شما را تعريف مىدهد كه ائمه بعد از من و او فرزندان او باشند و من بشما گفتم كه از من و او باشند چنان كه گفت . « ذرية بعضها فوق بعض » و گفت :
« وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ »
و من گفتم گمراه نشويد اگر دست در ايشان زنيد .
اى قوم ، تقوى را كار فرماييد و از قيامت بترسيد ، چنان كه گفت :
« إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ »
. ياد مرگ و حساب و ترازو كنيد و ايستادن نزد خداى تعالى و ثواب و عقاب . هر كه با حسنات آيد او را ثواب دهند و چون با سيئات آيد به دوزخ رود .
اى قوم ، شما بيش از آنيد كه به يك دست با من مصافقت كنيد . خداى مرا فرمود كه اقرار شما بستانم به عقد امامت على و آنكه بعد ازو آيد از ائمه كه از من و او باشد چنان كه بيان كردم شما را كه ذريه من از صلب او باشند .
جمله بگوييد كه سامع و مطيعايم ، و راضى و منقاد بدانچه بشما رسانيدم از بارى عز و جل در امامت و امامت على و فرزندان من كه از صلب او باشند ، بيعت با تو مىكنيم به دل و زبان و نفس و دست ، بر آن زنده باشيم و بر آن ميريم و ما را بر آن حشر كنند و تغيير و تبديل نكنيم و شك و ريب نياريم و عهد نشكنيم و از آن بازنگرديم و عهد مىكنيم با خداى و با تو و با على و ائمه از فرزندان او و آنها كه ياد كردى از ذريهء تو از صلب على بعد ازو حسن و حسين ، و شما مكان و محل ايشان از من مىشناسيد و منزلتشان نزد من ، و خداى عز و جل و من آن به شما رسانيدم و ايشان سيدان جوانان اهل بهشتاند و اماماناند بعد از پدر ، و من پدر ايشانم ، بگوى به خداى و تو و على و حسن و حسين و ائمه كه ياد كردى داديم عهد و ميثاق از براى على امير المؤمنين از دل و زبان و نفس و مصافقه . آنكه به دست دريافت و به زبان اقرار كرد بدان بدلى طلب نمىكند [ گ 620 پ ] و