من بر ملت عبد المطلبم .
ابو بكر گواهى داد بر قول ابو طالب . ابو بشر گفت : شك نيست كه عبد المطلب بر ملت ابراهيم بود . چنان كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت :
به خداى كه عبد المطلب بت نپرستيد ، او به ازلام قرعه نزد و بر دين ابراهيم عليه السلام بود .
و همچنين اصبغ بن نباته از امير المؤمنين روايت كند كه او گفت :
ابو طالب و عبد المطلب و هاشم بر دين ابراهيم بودند و نماز به كعبه مىكردند ، و اين اخبار از پيش ذكرش رفته است .
عبد العزيز بن عمران گويد از عبد اللّه بن عثمان شنيدم كه از پدر خود روايت كرد كه چون عبد المطلب زمزم بكند ، حوضى بكرد و هر روز او و پسرش زبير آن حوض پر كردندى از بهر خلق . قومى از حسودان قريش شب بيامدندى و حوض بشكستندى . عبد المطلب روز ديگر اصلاح آن بكردى .
چون افساد بسيار مىكردند عبد المطلب ضجر شد ، دعا كرد به خداى تعالى .
در خواب به دو نمودند كه بگو « اللهم لا احلها لمغتسل و هى للشراب حل و بل » يعنى آن حوض و آب آن حلال نيست آن كس را كه در آن غسل كند و ايشان كه بازخورند حلال است .
روز ديگر ( 591 ر ) عبد المطلب در مسجد منادى كرد در مجمع قريش بدانچه او را در خواب نموده بودند . بعد از آن هيچ كس در آن حوض غسل نكردى يا افسادى نكردى از كسر آن حوض الا كه رنجى به وى پديد آمدى از جذام يا برص يا جنون . بعد از آن ترك حوض كردند و هيچ افساد نمىيارستند كرد . و اين دليل است بر ولايت عبد المطلب . و چون ابو طالب گفت : من بر ملت اوام ، دليل بود بر صحت اسلام ابو طالب .
و مهاجر مولاى ابن نوفل روايت كند از نافع از ابو طالب كه گفت :
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: محمد بن حسين رازي
ص٩٦