كرد و در سرانجام كار در شام وداع جهان گفت .
قصّهء اعرابى در زيارت قبر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله
همانا در زيارت قبر پيغمبر آثارى پديدار شد كه بسيار كس بعد از ديدار قبر مبارك مسلمانى گرفتند ، چنان كه يك تن اعرابى از راه برسيد و بىآنكه سخنى اصغا كند يا كس او را دلالتى فرمايد چون چشمش بر قبر افتاد گفت : اشهد ان لا إله الّا اللّه و انّ محمّدا عبده و رسوله آنگاه گفت : از اين پيش من اين قبر و خداوند آن را ديدار نكردهام لكن از مشاهده الهام غيبى و انوار الهى ايمان آورد و اين بيتها بگفت :
مررت على قبر النّبىّ محمّد * فكلّمنى و القبر غير مكلّم
و بالقبر آثار النّبوّة قائم * يصدّع « 1 » فيها قلب كلّ مسلّم
از على عليه السّلام حديث كنند كه بعد از سه روز يك تن اعرابى بر سر قبر آمد و مشتى خاك برگرفت و بر سر بيفشاند و گفت : يا رسول اللّه بر تو فرود شده است : و لو أنّهم اذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول لوجدوا اللّه توّابا رحيما . من بر خود ظلم كردهام و به نزد تو آمدهام تا از بهر من استغفار كنى ، سه كرّت از قبر بانگ برآمد كه تو را آمرزيدند .
همانا زيارت قبر پيغمبر بزرگتر طاعت است چنان كه بعضى از علما به مدلول اين حديث واجب شمردهاند : من لم يزرنى فليس له عذر .
رسول خداى مىفرمايد هر كه قبر مرا زيارت كند واجب گرداند از بهر خود شفاعت مرا و به روايتى هر كه زيارت كند مرا او را شفيع و شهيد باشم در روز قيامت .
و نيز روايت كنند كه فرمود : هر كه قبر مرا بعد از من زيارت كند چنان باشد كه مرا در حيات زيارت كرده باشد . اللهمّ ارزقنا زيارته و شفاعته .
هامش
( 1 ) . صدع : شكافتن چيزى را و بيان كردن و سخن حق گفتن .