من أصبح لا ينوي ظلم أحد غفر له ما جنى . كسى كه صبح كند و انديشه ستم هيچ آفريده در خاطرش نباشد ، گناهان او آمرزيده شود .
من القى جلباب الحياء ، فلا غيبة له : آن كس كه جامهء شرم را از تن دور كند غيبت او روا باشد .
من سائته خطيئته غفر له ، و ان لم يستغفر . من سئل عن علم يعلمه فكتمه ، الجم بلجام من النّار : كسى را كه از وى پرسش علمى كنند و او بداند و پوشيده بدارد ، در آن جهانش از آتش جهنم لجام كنند .
من فتح له باب خير فلينتهزه ، فإنّه لا يدري متى يغلق عنه . كسى كه از بهر او باب خيرى گشوده شود بايد غنيمت بشمارد ، چه نمىداند كه آن باب كى بسته مىگردد .
من فارق الجماعة شبرا خلع ربقة الإسلام من عنقه . كسى كه يك شبر از جماعت مسلمانان دورى جويد از مسلمانى دور شده باشد .
من سرّه أن يسكن بحبوحة الجنّة ، فليلزم الجماعة [ هر كه دوست دارد در دل بهشت سكونت گيرد هم آهنگ جماعت باشد ] .
من أعطى حظّه من الرّفق فقد أعطى حظّه من خير الدّنيا و الآخرة : كسى كه بهرهء او از قضا رفق و مدارا افتاد ، نيز خير دنيا و آخرت بهرهء او گشت .
من فرّق بين والدة و ولدها ، فرّق اللّه بينه و بين أحبّته يوم القيمة . كسى كه جدائى افكند در ميان مادر و فرزندش ، خداوند در قيامت ميان او و احبابش جدائى افكند .
من يسّر على معسر يسّر اللّه عليه فى الدّنيا و الآخرة [ هر كه به تنگدستى گشايش دهد ، خدا در دنيا و آخرت به او گشايش دهد ] .
من انظر معسرا او وضع له مظلّة ، اظلّه اللّه تحت ظلّ عرشه ، يوم لا ظلّ الّا ظلّه :
كسى كه نگران درويشى شود ، يا از بهر او سايبانى كند خدا او را در سايه عرش جاى دهد ، روزى كه جز سايه عرش او هيچ سايه به دست نشود .
من كان يؤمن باللّه و اليوم الآخر فليكرم جاره : كسى كه با خدا و روز جزا ايمان آرد بايد پناهنده خود را بزرگ بدارد .
من اسلم على يديه رجل وجبت له الجنّة [ هر كه يكى به دست وى اسلام آرد بهشت بر او واجب شود ] .
من نصر اخاه به ظهر الغيب نصره اللّه فى الدّنيا و الآخرة [ هر كه برادر خويش را به
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 2243
مساهمون: لسان الملك سپهر
ص٢٢٤٣