اذن آن جماعت تطوّعا « 1 » نتواند روزه گرفت .
من انتهر صاحب بدعة ، آمنه اللّه يوم الفزع الاكبر . [ هر كه بدعتگزارى را توبيخ كند ، خداوند او را زينهار مىدهد در روز فزع بزرگ ] .
حفّت الجنّة بالمكاره و حفّت النّار بالشّهوات [ بهشت با ناملايمات قرين است و جهنم با خواستنىها همراه است ] .
وجبت محبّة اللّه على من اغضب فحلم . واجب مىگردد محبّت خداوند كسى را كه خشم خود فرو خورد ، و طريق حلم گيرد .
بعثت بجوامع الكلم . يبعث النّاس يوم القيمة على نيّاتهم [ روز رستاخيز مردم را به كيفيت نيّتهايشان برانگيزند ] .
رحم اللّه المتخلّلين من أمّتي في الوضوء و الطّعام [ خداوند از امّت من آنها را كه هنگام وضو و غذا مسواك مىكنند رحمت كند ] .
أبى اللّه أن يرزق عبدا إلّا من حيث لا يعلم [ خدا روزى بندهء مؤمن خويش را از جائى كه نمىداند مىرساند ] .
عجبت لغافل لا يغفل عنه [ عجب دارم از غافلى كه از او غافل نشوند ] .
عجبت لمؤمّل ذنبا ، و الموت يطلبه . شگفت مىآيد مرا از آن كس كه آرزو مىكند معصيت خداى را ، و حال آنكه مرگ در طلب اوست .
عجبت لضاحك ملاء فيه ، و لا يدرى ارضى اللّه ، [ عنه ] ام اسخطه ؟ شگفت مىآيد مرا از ضاحكى كه دهان خود را از خنده آكنده مىدارد ، و نمىداند خداى را خشنود مىسازد يا به خشم مىآورد ؟
يا عجبا كلّ العجب للمصدّق بدار الخلود ، و هو يسعى لدار الغرور [ سخت در عجبم از آنكه خانه جاويد را باور دارد و براى خانه غرور بكوشد ] .
عجبا للمؤمن فو اللّه لا يقضى للمؤمن قضاء ، إلّا كان خيرا له [ كار مؤمن عجيب است به خدا كه خدا قضائى براى مؤمن مقرر ندارد مگر مايه خير او باشد ] .
اقتربت السّاعة و لا يزداد النّاس على الدّنيا إلّا حرصا ، و لا تزداد منهم إلّا بعدا .
قيامت نزديك شد و مردم را زيادت نمىشود الّا حرص بر دنيا ، و دورى از آخرت .
هامش
( 1 ) . تطوع : عمل را به عنوان استحباب و تقرب انجام دادن .