رساند .
من ابطاء به عمله لم يسرع به نسبه : آن كس را كه محاسن كردار به كار نيايد ، شرافت نسب فايدتى نبخشد .
من جعل قاضيا ذبح به غير سكّين : كسى كه متصدّى قضاوت و حكومت شود ، و حكم به حق نتواند بىجرحى آشكار هلاك گردد .
من حمل سلعته فقد برى من الكبر : آن كس كه كالاى خانه را بر دوش خويش حمل دهد از كبر برهد .
من كذّب بالشّفاعة لم ينلها يوم القيمة : آن كس كه شفاعت مرا دروغ داند ، از شفاعت من در قيامت بىبهره ماند .
من يشته كرامة الآخرة يدع زينة الدّنيا [ هر كه حرمت آخرت خواهد زينت دنيا رها كند ] .
من احبّ دنياه اضرّ « 1 » بآخرته و من احبّ آخرته اضرّ بدنياه : كسى كه دوست دارد دنياى خود را آخرت خويش را به زيان آرد ، و آن كس كه آخرت را دوست دارد دنيا را زيان رساند .
من أهان سلطان اللّه أهانه اللّه ، و من أكرم سلطان اللّه أكرمه اللّه : آن كس كه سلطنت خداى را انكار كند ، خداوند او را خوار دارد ، و آن كس كه تكريم كند خداوندش مكرم بدارد .
من احبّ عمل قوم خيرا كان او شرّا كان كمن عمله : كسى كه دوست دارد عمل قومى را خواه خير و خواه شر باشد مانند عامل آن كار است .
من استعاذكم باللّه فاعيذوه ، و من سألكم باللّه فاعطوه ، و من دعاكم فاجيبوه :
كسى كه شما را به نام خدا پناهنده شود او را پناه دهيد ؛ و كسى كه سؤال كند عطا كنيد ، و كسى كه شما را به يارى طلبد اجابت نمائيد .
من مشى منكم الى طمع فليمش رويدا : كسى كه از شما جنبش مىكند از بهر طلبى و طمعى ، بايد به تأنّى جنبش كند و از عجلت بپرهيزد .
من عمّره اللّه ستّين سنة ، فقد اعذر اليه . كسى را كه خداوند شصت سال عمر عطا كرد ، در بىفرمانى عذرى از بهر او نگذاشت .
هامش
( 1 ) . متن : اضرّه .