طمأنينه است ، و دروغ زدن موجب دهشت و ريب است .
الايمان بالقدر يذهب الهمّ و الحزن : آن كس كه با قدر خداوند ايمان دارد ، از فقد آرزو ملول و محزون نشود .
الزّهد فى الدّنيا يريح القلب و البدن : پرهيزكارى در دنيا آسايش دل و تن است .
على اليد ما اخذت حتّى تؤدّيه [ هر كسى آنچه را گرفته به عهده دارد تا آن را ادا كند ] .
للسائل حقّ و ان جاء على فرس . از براى سايل حقّى است كه بايد ادا ساخت ، اگر چه بر اسبى سواره آيد .
النّظرة سهم ، مسموم من سهام ابليس : نگريستن بر حرام تيرى است زهرآگين از تيرهاى شياطين .
معترك المنايا ما بين العينين إلى السّبعين : ميدان كارزار مرگها پيشانى مردم و ميان هر دو چشم است ، بيشتر غايت امر هفتاد سال است .
اليمين الكاذبة منفعة للسّلعة ، ممحقة للكسب : سوگند دروغ كالاى تجارت را سود كند و كسب را زيان رساند .
طيب الرّجال ما ظهر ريحه و خفى لونه ، و طيب النّساء ما ظهر لونه ، و خفى ريحه :
طيب مردان : رنگى و خط و خالى نيست ، لكن نفحات كرامت او آشكار است ، و طيب زنان : گلگونه و خط و خال است ، و از مردمى و كرامت مردان بىبهره است .
الجبن و الجرأة غرائز يضعها اللّه حيث يشاء : بددلى و دلاورى شاخههائى است كه خداوند در هر قلبى مىخواهد غرس مىفرمايد .
من كنز البرّ كتمان المصائب ، و الأمراض ، و الصّدقة . از گنجهاى ستوده پوشيدن مصائب و شكيب در امراض و نهفتن بذل و صدقه است ، تا اجر اين جمله نابود نشود .
من سعادة المرء أن يشبه أباه [ از لوازم نيكبختى مرد آن است مانند پدر خويش باشد ] .
من سعادة المرء حسن الخلق [ نيكخوئى نيكبختى مرد است ] .
كلام ابن آدم كلّه عليه ، لا له ، إلّا امرأ أمر بمعروف ، أو نهى عن منكر ، أو ذكر اللّه .
سخنان فرزند آدم همگان بر زيان اوست ، نه بر سود او ، مگر مردى كه در امر به
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 2239
مساهمون: لسان الملك سپهر
ص٢٢٣٩